دور باطل
  
 اگر میپرسید که چرا من منطق را با(ت) نوشته ام باید بگویم تا حالا که منطق به  کار بردیم دردی دوا نشد شاید ایندفه با منتق توانستیم
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 29 تیر ماه سال 1385
متن نامه ی دکتر احمدینژاد به آنگلا مرکل

 

ای زن از فاطمه اینگونه خطاب است

ارزنده‌ترین زینت تو حفظ حجاب است

سلام خدمت صدراعظم آلمان جناب خانم آنگلا مرکل

خانم صدراعظم در سالی که به نام مبارک پیامبر اعظم(ص) نامگذاری شده بر آن شدم تا چند سطر درباره ویژگیهای یک صدراعظم خوب و یک زن صدراعظم خوب برایتان بنویسم .. باشد که راه زهرا دخت نبی مکرم پیامبر اسلام(س) را راه خود قرار دهید و برای جامعه زنان آلمان نمونه و الگوی مناسبی از یک زن محجبه ی مسلمان باشید

امروزه ما در غرب شاهد این هستیم که از زن به عنوان کالایی که باید مردان از او لذت ببرند استفاده میشود و این زنان نمونه ی بردگی نوین غرب هستند ... انقلاب اسلامی ایران با کشیدن چادر و روسری بر روی سر زن ایرانی ... به او ارزشی داد که در هیچ جای این عالم شاهد آن نبوده و نیستیم ... متاسفانه در جامعه شما غربیها اصلا به وجود زن به عنوان یک انسان دارای حق اختیار نگریسته نمی شود و با دادن آزادیهای فردی و اجتماعی به جامعه و خصوصا قشر مظلوم زنان آلمانی آنان را اسیر شهوانیات مردان کرده اند ... با نگاهی به سیر اسلامخواهی غربیان میتوانید دریابید که جامعه و بخصوص زنان غربی میخواهند با فرار از بند آزادیهای فردی و اجتماعی راه آزادگی را انتخاب کنند .. حتی فرار و مهاجرت آلمانیها به کشورهای اسلامی و خصوصا ایران موید این نکته است که مردم آلمان دیگر نمی خواهند اسیر آزادیهای شما باشند و دوست دارند که یک نفر بیاید و بر سر آنها چادر بکشد تا از بند آزادی برهند ... سیر رو به گسترش اسلامخواهی و آزادگی در کشورهای غربی روزبه روز افزونتر میشود و این نشاندهنده ی آنست که جهان به سمت و سوی عدالت و لیبرال ستیزی پیش میرود .. خانم مرکل در کشور شما برای زن ارزشی بیشتر از خانه داری قائل نیستند و جامعه مردسالار کشور شما نمی خواهد که زنان به مقامهای بالایی نظیر آنچه که فاطمه زهرا(س) به آن دست پیدا کرد برسند .. در کشور ما آنقدر به زنان اهمیت میدهند که مثلا یک زن میتواند تا حد رئیس محیط زیست یک کشور راه پیدا کند و یا مشاور رئیس جمهور در امور بانوان شود ... ارزش زن در جمهوری اسلامی تا حدی بالاست که امام خمینی (ره) میفرمایند : از شلوار زن است که مرد به میراژ میرسد ...  و میراژ همان هواپیمایی است که در آسمان میچرخد و بمب میزند.. در کشور شما بی عدالتی شدیدی در مورد حقوق زنان وجود دارد .. مثلا چرا باید حق زن و مرد به مساوات باشد؟ قوانین عالیه اسلامی مملکت ما مساوات حق زن و مرد را یک بی عدالتی آشکار در حق زنان میداند و معتقد است که طبیعت زن به آن جهت که با طبیعت مرد متفاوت است این دو نباید دارای حقی مساوی باشند .. در کشور اسلامی من ارزش زن تا به حدی بالاست که بر طبق قوانین جزایی آن ارزش دیه یک زن را تا حد تخم چپ خایه مردان بالا برده ایم تا مبادا کسی فکر کند که زن موجودی بی ارزش است ... همین که می بینید که ما نمی گذاریم تا موی زنان دیده شود به آن خاطر است که مبادا مردی نگاه سوئی به زن بنماید و زن در معرض خطر تعرض قرار بگیرد حجاب مصونیت نه محدودیت .. در کشور شما اصلا امنیتی برای زنان وجود ندارد ... میدانید که اگر یک زن که در جامعه ی شما آنطور لختی پختی راه میرود بیاید ایران شونصدتا تصادف رخ میدهد و یک لشگر پشت سرش راه می افتند تا اورا مجازات کنند؟ ولی در کشور شما چه ؟‌آیا چنین امنیتی برای زنانتان وجود دارد ؟‌آیا اگر زنی لخت بیرون آید مردانی وجود دارند تا اورا تنبیه کنند تا دیگر اینطوری بیرون نیاید تا دفعه ی بعد بداند که اگر میخواهد امنیت داشته باشد باید چادر داشته باشد؟ در کشور من همه مسئول ایجاد امنیت هستند و نمی گذارند که یک زن امنیت خودش را با بی حجابی از دست بدهد و اگر بی حجاب بیرون بیاید چنان ترتیب او و خواهرش را میدهند تا دفعه ی بعد امنیت را رعایت کند ... خانم مرکل بنده در این سال که به نام مبارک پیامبر اعظم نامگذاری شده تصمیم دارم تا گشتهای امر به معروف و نهی از منکر را در اروپا تاسیس کنم تا امنیت را در کشورهای شما برقرار کنند .. شما که به فکر امنیت مردم و مخصوصا زنان نیستید .. بگذارید تا ما با هزینه ملت خودمان امنیت را برای شما برقرار کنیم ... همانطور که الان شاهد هستید که با حمایت از جنبش حزب ا.. لبنان چه امنیت گسترده ای را برای مردم لبنان به ارمغان آورده ایم ... راستی خانم مرکل شما میتوانید با پیروی از تعالیم عالیه و انسان ساز اسلام به مرحله ای برسید که هاله ای از نور دور شما تشکیل شود همانطور که من و آقای مصباح یزدی(رضی‌ا... عنه) به این مرحله رسیده ایم ... اکنون من محمدنورالدین هستم و شما هم خواهید شد مرکل نورالدین ...

خانم مرکل من آنچه را شرط بلاغ است گفتم خواه پند گیر خواه ملال ... شما میتوانید با استغفار از درگاه خداوند متعال و انتخاب راه زهرا و زینب (س) الگوی مناسبی از یک زن محجبه مسلمان باشید 

والسلام من التبع الهدی

محمود احمدینژاد معروف به محمود نورالدین ۲۶/۴/۸۵

رونوشت:

حضرت آیت ا.. العظمی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی

جرج دبلیو بوش رئیس جمهور امریکا

کوفی عنان رییس سازمان ملل

امام زمان (عج) و آیت ا.. مصباخ یزدی

  

 


 
دوشنبه 12 تیر ماه سال 1385

نسلی که خمینی درست کرد

از مشخصات این نسل ..کوتاه شدن قد و کمبود وزن ناشی از سوءتغذیه .. بیماریهای روانی گسترده ناشی از ارضا نشدن غریزه جنسی ناشی از بدی وضع اقتصاد ناشی از اجبار به مذهب در مدارس و جامعه ناشی از ۸ سال جنگ نامقدس ... نسلی با نبود اعتماد به نفس کافی برای زندگی .. نسلی افسرده که برای فرار از افسردگی به اعتیاد و قرصهای روانگردان و بعضی مواقع خودکشی روی می اورد ... نسلی که فقط به امروزش می اندیشد و نمی تواند برای فردایش اندیشه کند .. نسلی که جوان بود و جوانی نکرد ... نسلی که پر و بال هیجان جوانی اش زیر تیغ خمینی پرپر شد ... نسلی که هدف از به دنیا آمدنش فقط و فقط تامین سرباز برای ایجاد حکومت جهانی الله بود ... نسلی که فقط به دنیا آمد ... نسلی که زنده است و زندگی نمی کند ... نسلی که خودش هم نمی داند حقوقش چیست ... نسلی که به سرکوب خود به عنوان یک چیز طبیعی می نگرد ... نسلی که دنیا را ندیده و فکر می کند که همه جای دنیا وضع همینست ... نسلی که کشورش روی دریایی از منابع خدادادی درست شده و خودش کوچکترین بهره‌ای ندارد ...

نسلی......................................» بر باد رفته

ای نسل برباد رفته به خود آیید .. شما را به خدا به خود آیید و بفهمید که چه کسانی شما را به باد دادند .....

شما را به خدا به خود آیید ...


 
یکشنبه 11 تیر ماه سال 1385
۰

 
یکشنبه 11 تیر ماه سال 1385

 

 

من هم می میرم .. تو هم که خودت رو حزب‌اللهی میدونی می میری ... هممون می میریم .. هیچکس تا ابد زنده نیست ... ولی ای حزب‌اللهی اینو بدون که جای تو بهشت نیست ... اگه تا حالا فکر می کردی که جات بهشته باید بهت بگم که سخت در اشتباهی .. اگه فکر می کنی اون ملعونی که پایه های تو رو گذاشت اون جاش بهشته باز هم باید بگم که سخت در اشتباهی اخوی ... از حرفای شماها میفهمم که همتون اطمینان کامل دارین که جای شما و اون ملعون هندیزاده بهشته .. شماها ممکنه خیلی فکرای دیگه هم داشته باشین ولی همش باطله .. فکر می کنین چونکه قدرت دست شماهاست پس حق هم با شماست ... شماها بیش از حد به روزگار اطمینان دارین .. ولی چرخ روزگار همیشه میچرخه .. یک بار کسی رو به اوج میرسونه و یک بار هم با یه چرخ دیگه اونو از اون بالا میندازه پایین .. بترسین از اون روزی که جای زین و پشت عوض بشه .. بترسین از خدا بترسین و اینقدر آدما رو بوسیله دین خودساختگی خودتون گول نزنین .. خودتون هم میدونین که باطلین ولی هیپنوتیزم شدین .. نمی تونین از عقاید پستتون دست بکشین .. شرطی شدین .. اون هم از نوع پاولفی ... ممکنه تو حزب‌اللهی باشی و در عین حال فقیر هم باشی ولی ای بدبخت فلک زده اینو بدون که توی اون دنیا هم توی جهنم با بنیانگذارت محشور میشی .. سربازای معاویه و یزید هم فکر می کردن که جاشون بهشته .. میدونی چیه؟‌اونا خیلی از شماها معتقدتر بودن و با شعار ا...اکبر با امام حسین جنگیدند .. اگه نمیدونستی بدون... اونا هم دم از دین میزدند ... فکر نکن چونکه یه سره نماز میخونی یا میری دعایی کمیل دیگه خدا به خاطر اینا تو رو وارد بهشت میکنه .. نه عزیزم .. آخه تو چجوری میخوای جواب خدا رو بدی وقتی ازت پرسید منکه انسانها رو آزاد خلق کرده بودم تو چرا اختیارشون رو گرفتی؟ فکر کردی چونکه آزادیهای فردی و اجتماعیمون رو گرفتی دیگه جات بهشته؟‌اتفاقا به همین دلیل جات جهنمه .. جامعه رو به بهانه‌ی جلوگیری از فساد .. از حقوق طبیعیشون محروم کردی ... از چیزایی که خدا بهشون داده بود محروم کردی ... منکه از خدا خواهش کردم اگه شماها نمیخواین نابود بشین .. منو از دنیا ببره .. دوست دارم جزع و فزع بنیانگذارت رو توی اون دنیا ببینم و کیف کنم ... کسی که تو فکر میکنی جاش بهشته .. ای بدبخت .. ای جهنمی ... ای جهنمی .. اونقدر مطمئنم جات جهنمه که حاضرم به جون مادرم هم قسم بخورم که جات جهنمه .... خدایا یه کاری کن که من مردم ... مردم خدایا .. به دادم برس که دیگه زندگی لذتی نداره .. من فقط دوست دارم که تو یه کاری بکنی تا من دوباره به زندگی امیدوار بشم ... خدایا هرجور میدونی نابودشون کن .. هرجور میخوای نابودشون کن ... فقط نابودشون کن .. من حاضرم حتی جونم رو هم بدم تا اینا نابود بشن ... میدونم اگه تو این راه کشته بشم اونا توی تلویزیون خواهند گفت که یکی از اراذل رو که برای مردم عربده کشی می کرد به هلاکت رسوندیم ..

 

 راستی به عقیده ی من اگه حافظ و مولانا و سعدی و فردوسی امروز زنده بودن .. صدردرصد جاشون اوین بود .. همه ی اینا از دیندارای ظاهری می نالیدن .. مولانا هم که صوفی بود .. مث صوفی های گنابادی که تار و مارشون کردن اون رو هم تار و مار می کردن .. بعد هم اونا رو میاوردن توی تلویزیون و میگفتن که ما جاسوس بودیم ما مشروب می خوردیم ...

یکی به من میگه : تو که میگی توی ایران آزادی نیست پس چجوری میتونی توی وبلاگت همه چی بنویسی ... عجب حرف خنده داری .. مگه وبلاگ هم شد رسانه .. مگه وبلاگ رو ج اسلامی درست کرده .. مگه چند نفر میان توی وبلاگ تو؟ راست میگن که امثال فیلسوفانی مث جهانبگلو و مبارزانی مثل گنجی رو بذارین که توی تلویزیون حرف بزنن .. اونوقت یه رفراندوم بگیرین و ببینین که مردم طرف کی هستن ....


 
شنبه 10 تیر ماه سال 1385

خدایا یعنی میشه یه روزی جزع و فزع اون کسانی که جوونیمون رو گرفتن ببینیم؟ خدایا یعنی میشه ببینیم روزی رو که بعضی از این مردم پی به اشتباهاتشون ببرند؟ خدایا میشه روزی رو ببینیم که دیگه به اسم دین ظلم نشه؟ خدایا چرا توی دوران من این اتفاقات افتاد؟ خدایا چرا من توی بحبوحه بحران و جهالت به دنیا آمدم؟ خدایا چرا بعضی از این مردم با اینکه عامل بدبختیشون همون کسانی هستند که به اسم دین به اونا حکومت می کنند .. باز هم طرفدار همون ظالما هستن؟ یعنی این جماعت ، همون جماعت خسرالدنیاوالاخره هستن؟ خدا کنه که عذاب این گروه رو هم ببینیم .. ولی خدایا من از تو راضی نیستم .. میدونم که راضی بودن یا نبودنم از تو هیچ تاثیری نداره ... ولی من یکی از اینکه کاری کردی که شیاطین به قدرت برسند از تو راضی نیستم ... پس کی میخوای اینا رو نابود کنی؟ حالا که دیگه جوونیم رفته .. حالا که دیگه بهترین دوران عمرم توسط این شیاطین نابود شد؟ مگه لذت انتقام چیه؟‌ زمانی انتقام لذت داره که من یه نیرویی داشته باشم .. نه اینکه همه چیزم نابود شده باشه و دیگه نتونم از چیزی لذت ببرم ... خدایا چرا ساکتی؟‌ نمیخوای یه کاری کنی؟ هیچکدوم ازین مردم جرات نمی کنند کاری کنن.. خیلییاشون هم نگران از دست دادن همون یه لقمه بخور و نمیرشون هستن و کاری نمی کنن ... خدایا یا زنگی زنگ باش یا رومی روم .. کاری کن که این ملت از این هم بدبخت تر بشن تا شاید دیگه چیزی برای از دست دادن نداشته باشن و قیام کنن ... البته خدایا .. به زودی میبینم که این مردم از این هم بدبخت تر بشن .. می بینم که نون برای خوردن نداشته باشن ... حقشونه .. کسانی که همونطور ساکت میشینن تا ظالمان هر بلایی به سرشون بیارن .. حقشونه که از گشنگی بمیرن .. اینا چونکه از ظالم هم حمایت کردن .. اون دنیا رو هم ندارن .. چی میشد خدایا اگه کسانی رو می اوردی سرکار که همه راضی باشند... چرا در ایران من همیشه کسانی اومدن سرکار که فقط خودشون رو میخواستن  با هوادارانشون .... چرا فرهنگ مردم ایران هیچوقت درست بشو نیست؟ همه فکرشون یا فوتباله یا مذهبی که هیچ دردی از کسی دوا نمی کنه ... هیشکی به فکر اون بدبختی که صبح تا شب مث سگ کار میکنه و هیچی گیرش نمیاد نیست .. هیشکی به فکر آینده جوون نیست .. همه بد شدن .. بد ..


 
شنبه 10 تیر ماه سال 1385

یلی جالبه .. در مملکتی که تو حتی نمیتونی نوع زندگیت رو انتخاب کنی .. توی کتابای دینیشون از مختاربودن انسان مینویسند ... استدلال اونا اینه که مثلا تو که میگی همه چی جبریه .. مگه تو نمی تونی به اختیار خودت این لیوان رو مثلا از اینجا برداری یا برنداری؟ آخه اینم شد اختیار؟ این که من بتونم این لیوان رو ازینجا منتقل کنم اونجا .. این دیگه اختیار منه؟ ... یا مثلا میگن اگه رفتی بالای ساختمانی و خودت رو پرت کردی آیا این جبره یا اختیار؟‌ببینید  اختیار رو با چه مثالهایی توجیه می کنند ؟‌چرا نمی گی که آیا تو مختاری که توی این مملکت از آلت تناسلیت لذت ببری؟ یا روش زندگیت رو خودت تعیین کنی .. بله آقاجون من توی این مملکت فقط برای ضربه زدن به خودم مختارم ولی برای لذت بردن از زندگی مختار نیستم ... من به راحتی میتونم خودم رو با اختیار کامل از ساختمان پرت کنم ولی آیا میتونم با اختیار خودم نوع پوششم رو انتخاب کنم .. آیا میتونم اگه دختر باشم حجاب رو دور بندازم؟ پس نگو که ما مختاریم ... درجه اختیار انسانها به محیطشون و حکومتشون و فرهنگ بستگی داره .. متاسفانه توی فرهنگ و حکومت ایران .. توی تنها چیزهایی که تو مختاری اینه که بتونی این لیوان ذو جابجا کنی یا خودت رو از ساختمان پرت کنی ... دیگه هیشکی نمی گه که روش زندگیت رو خودت انتخاب کن .. دیگه هیشکی نمیگه که اعضای بدنت(آلت تناسلی) در اختیار خودته حکومتی که هیچوقت نمیگذاره تا شهروندان عادیش طعم زندگی رو بچشند و از نعمات خدا بهره‌مند بشن ... در چنین نظامی حرف از مختاربودن انسانها بی معنیست ... این بدبختا اختیار رو در چیزایی معنی میکنند که اولا انجام دادن یا ندادن اون کار اختیاری هیچ مشکلی از زندگیت رو رفع نمی کنه دوما اون کار اختیاری به ضررت تموم بشه .. ما توی این دوتا مختاریم .. ولی مختار نیستیم که حتی نوع زندگیمون رو خودمون انتخاب کنیم ... مردم عادی ایران بیشتر از ۹۵ درصد اسیر جبر فرهنگی و محیطی و حکومتی هستند و عده‌ای مرفه و حکومتی دارای ۶۰ درصد اختیار در زندگیشون هستند نه تنها در زندگی خودشون که حتی در زندگی دیگران هم اونا هستند که تصمیم می گیرند ... حالا چرا من میگم کسانی که اختیار رو از انسان سلب کردند جاشون جهنمه

اختیار نعمت خداست .. تو مختاری که کافر باشی یا زردشتی یا مسلمان .. ولی کسی حق نداره تو رو به خاطر دینت یا نوع زندگیت از دنیا و لذاتش محرومت کنه ...تو مختاری که حجاب داشته باشی یا حجاب رو انتخاب نکنی .. کسی حق نداره تو رو مجبور کنه (حجاب تا چه حد به جامعه مربوطه؟ به نظر من قسمتهایی از بدن که نشانه بلوغ توی اونا نمایانگر میشه نباید در معرض دید عموم قرار بگیره ولی بقیه جاها به هیچکس مربوط نیست)

ولی وقتی عده‌ای به نام دین .. اختیاراتت رو از تو سلب کردند این یعنی گرفتن حق انتخاب از یک انسان مختار و این صددرصد در نزد خدا جرم محسوب میشه ... و مستحق مجازات .. در واقع اونا میخواستن ما رو بهشتی کنند و موفق هم شدند که ما رو بهشتی کنند ولی آخرت خودشون به باد رفت ... کسی که در دنیا حق تعیین نوع زندگی خودش رو نداشته صددرصد جاش بهشته و به نظر من گناهانی هم که بر اثر جبر محیطی انجام میده به گردن اونایی می افته که اختیار رو ازون سلب کردن ...  اگر بر فرض کسی به این خاطر که اختیار غریزه جنسیش رو ازش گرفتن .. برای براورده کردن غریزش دست به جنایت زد .. این گناه .. قسمت اعظمش گردن اون کسی رو می گیره که نذاشت که اون بتونه میل جنسیش رو به طور صحیح براورده کنه .. باید مراکزی باشه تا جوونی که شرایط ازدواج نداره بتونه خودش رو به طور سالم تخلیه کنه ... تازه به نظر من ازدواج نباید برای براورده کردن غریزه باشه و ارضا غریزه باید قبل از ازدواج انجام بشه ولی به علت فرهنگ بد ما ایرانیا .. ما فکر می کنیم که این زشته در حالی که این نیازه نه فساد ... الغرض ما مختاریم در این حکومت که اگه خواستیم مثلا لیوان رو جابجا کنیم یا خودکشی کنیم ولی مختار نیستیم که از زندگی لذت ببریم ... به هر حال ما که در زندان بودیم و کسی نمی تونه یک زندانی رو در اون دنیا به جرم نمازنخوندن ببره جهنم .. کسی به جرم نمازنخوندن میره جهنم که اولا حق‌الناس هم به گردن داشته باشه و دوما شرایط زندگیش ایده‌آل بوده باشه .. وگرنه اون فقیر بدبخت اسیر مجبور اگه نماز هم نخونه باز هم با وجود گناهانی که به خاطر جبر انجام داده جاش بهشته .... چه بسا قاتلانی که ما فکر می کنیم دیگه ازینا جنایتکارتر نیست .. در حالی که به نظر من خیلی هاشون جاشون بهشته .. خیلی هاشون به خاطر فقر بوده .. خیلی هاشون به خاطر ممنوعیت استفاده از آلت تناسلی دست به جنایت زدند ... بله .. همه و همه ی این گناهان برمیگرده به کسی که تعیین روش زندگی ما رو از ما گرفت ... تا بعد


 
جمعه 9 تیر ماه سال 1385

مروز جامعه ی ایران به حدی از بحران رسیده که دیگه همه گیج شدن ... من میخوام یه چیزی بگم و اون اینه که شمایی که مخالف این نظام هستین .. و حتی ممکنه که گناهان حق‌النفس زیادی هم داشته باشین .. جای شما بهشته .. چرا؟

چون حاکمان ما باعث گناهان زیاد مردم شده اند ... معادن و منابع ایران آنقدر برای دولت درامد دارد که مطمئن باشید اگر خواستند میتوانند زندگی همه ی مردم را در حد ثروتمندترین مردم دنیا بالا ببرند ... ولی حیف که از این منابع عظیم خدادادی هیچ چیز به مردم عادی نمیرسد .. مردم فقیر ایران برای بدست اوردن یک لقمه نان گاهی مجبور به جنایت میشوند .. و این فقط و فقط تقصیر دولتمردان ج اسلامیست ..

یک مساله دیگر اینست که کسانی که غریزه جنسی را ممنوع کردند .. جنایتکارانی بیش نیستند .. چرا؟

در جوامع امروزی وجود مراکز تخلیه انرژی و غریزه جنسی یک چیز اجتناب ناپذیر است ... نمی شود با وجود غریزه جنسی به جوان بگویید عفت پیشه کن .. وقتی که اون آب در بدن تشکیل شد .. باید به روش خودش تخلیه شود وگرنه باعث اختلالات ذهنی در جوان میشود ... درس خواندن مشکل میشه .. همه ی ذهن بشر میشه چگونه تخلیه کردن غریزه ... مردم ایران به جای اینکه به چیزهای متعالی هم فکر کنند .. دائما باید یا به فکر دراوردن یک لقمه نان باشند و یا به فکر چگونه تخلیه کردن غریزه جنسی ... غیر از این دو فکر، ما ایرانیان هیچ فکر دیگری نداریم ... و این است پیشرفت جامعه ی ایران ...  

غربی ها اصلا به این فکر نمی کنند که چجوری باید غریزشون رو خالی کنند .. ولی در ایران به علت ممنوعیت و سرکوب غریزه جنسی .. جوان باید دائما به همان فکر کند ...

حکومت فکر می کند که با گسترش فرهنگ دینی و مساجد و ... میتواند جوانان را به اصطلاح هدایت کند .. ولی سخت در اشتباه است ... کنترل غریزه جنسی یک چیز احمقانه است ... چرا کنترل ؟‌چرا استفاده درست نه؟ وجود این آب در بدن و تخلیه نشدن آن از بدن .. ممکن است در بسیاری مواقع منجر به وقوع جنایتی بشود ... ممکن است ناموس همان کسی که مخالف وجود کاباره است در معرض خطر یک جوان قرار بگیرد ...

به هر حال با این تئوری های من دراوردی رژیم که معلوم نیست از طرف کدام خدا آورده اند .. جامعه ایران هیچ وقت روی سعادت نخواهد دید ... و مطمئن باشید کسانی که ما را اسیر نان و غریزه نگهداشتند .. جایشان فقط جهنم خالص است ... بالاخره یک تعدادی باید گناه این مردم را به دوش بکشند و آن هم کسانی هستند که باعث شدند مردم برای نان و یا ارضا غریزه دست به جنایت بزنند .. مثلا بیجه که ۲۶ کودک را بعد از تجاوز جنسی کشت .. به نظر من جنایتکار واقعی نیست .. آنکسی جایش جهنم است که آن بدبخت را اسیر نان و غریزه کرد .. آنکسی که با وجود اینهمه منابع کشوری باز هم مردم را در فقر نگهداشته باعث این همه جنایت است ... و آن کسی نیست جز آنکسی که از هند توسط انگلیس به ایران آمد و خود را روح خدا نامید ...


 
پنجشنبه 8 تیر ماه سال 1385

از ما نیستند کسانی که به پای خود می کوبند و سر و صورت خود را زخمی می کنند( سینه زنی و زنجیرزنی و قمه زنی امروزی)

نوحه سرایی از آداب دوران جاهلیت است

مومن کسی است که دیگران را بخنداند

اینها و چندین حدیث دیگر آیا شما را به این فکر نمی اندازد که پس این دین امروزی از کجا آمده؟

منکه خودم .. دیگر به این دین مشکوکم و راه دیگری را غیر از دین برگزیده ام

شاید همه چیز با آن چیزی که ما فکر می کنیم فرق داشته باشد و شاید هم ....

دینی که باعث پیشرفت بشریت نشود .. این دین مطمئنا از طرف سازنده ی ما نیست ... دینی که باعث سرکوب غریزه جنسی انسانها شود .. این دین از طرف کسی نیست که غریزه را ساخته ... دینی که میگوید هرکه مخالف ماست محارب با خداس .. این دین از طرف خدا نیست ... دینی که برای غیر به آن دین، هم تکلیف تعیین کند این دین از طرف او نیست ... دینی که همیشه دروغ بگوید از طرف خدا نیست ... پس ای دینداران به فتوای من شما کافرید ... کافران نمازخوان ... از امروز نماز نخوانید روزه نگیرید .. تمام گناههای شما را من قبول کردم .. فقط یک خواهش دارم و آن اینست .. ما را به حال خود واگذارید .. شما راه خود را بروید و ما هم راه خود .. من حاضرم که گناهان تو را قبول کنم .. فقط انسان باشید ...

                                  حجت‌الکفار والمشرکین : من

 

***************۸

در ضمن یکی از اشعار پایین اینطور ویرایش کنید

طیران میگ دیدی تو به پایبند شهوت

بدرای تا ببینی فورانه ی خریـــــت


 
پنجشنبه 8 تیر ماه سال 1385

از ما نیستند کسانی که به پای خود می کوبند و سر و صورت خود را زخمی می کنند( سینه زنی و زنجیرزنی و قمه زنی امروزی)

نوحه سرایی از آداب دوران جاهلیت است

مومن کسی است که دیگران را بخنداند

اینها و چندین حدیث دیگر آیا شما را به این فکر نمی اندازد که پس این دین امروزی از کجا آمده؟

منکه خودم .. دیگر به این دین مشکوکم و راه دیگری را غیر از دین برگزیده ام

شاید همه چیز با آن چیزی که ما فکر می کنیم فرق داشته باشد و شاید هم ....

دینی که باعث پیشرفت بشریت نشود .. این دین مطمئنا از طرف سازنده ی ما نیست ... دینی که باعث سرکوب غریزه جنسی انسانها شود .. این دین از طرف کسی نیست که غریزه را ساخته ... دینی که میگوید هرکه مخالف ماست محارب با خداس .. این دین از طرف خدا نیست ... دینی که برای غیر به آن دین، هم تکلیف تعیین کند این دین از طرف او نیست ... دینی که همیشه دروغ بگوید از طرف خدا نیست ... پس ای دینداران به فتوای من شما کافرید ... کافران نمازخوان ... از امروز نماز نخوانید روزه نگیرید .. تمام گناههای شما را من قبول کردم .. فقط یک خواهش دارم و آن اینست .. ما را به حال خود واگذارید .. شما راه خود را بروید و ما هم راه خود .. من حاضرم که گناه نمازنخواندن تو را به عهده گیرم.. فقط انسان باشید ...

                                  حجت‌الکفار والمشرکین : من


 
دوشنبه 5 تیر ماه سال 1385
خریت

راستش دیگه مغزم نمی کنه ( کار ) ... نمی دونم بنویسم ( از چی؟ ) اینقدر زیاده ( درد ) که برای نوشتنش باید نوح داشته باشی ( عمر ) ... یک عمر شدی (سرکوب) و نباید بزنی (حرف) .. اگه هم خواستی زیر شکنجه حرف بزنی نداری (حق) که بدی(فحش) .. اگه هم فحش دادی، میگن که شماها فقط بلدین فحش بدین و بلد نیستین حرف بزنین ( درست) .. آخه مگه کسی که همه چی شده(به کامش) فحش میده؟ ... هر چند که ما داریم فحش میشنویم (۲۷ ساله) و دیگه نداریم که روی جگر بذاریم(دندون) .. به هر حال این رسمش نبود(خداجون) توی این ۲۷ سال مردم رو به میل خودشون کردن(بدبخت) و یه عده هم از خرسواری ( خوشحال) ... البته اینا دیگه شون به سر اومده ( تاریخ انقضاء).. خر هم یه عمری داره ... خرسواری هم .. بالاخره یه روز هم نوبت خرسواری خود آقاخره میرسه همونطور که یک خر رفت و خری دیگر شد (جایگزین) ولی خدایا چرا توی این سرزمین هر خری که بارش از همه کجتره به سرمنزل میرسه (مقصود)

خداونـــدا چــرا خـــــر آفریــدی؟           مگر از آدمی خیری ندیدی؟

رساندی کار این محشر به جایی          که خر بر خر کند فرمانروایی!!

هرآن خر کو مقامش برترستی             همی پالانش از کج کجترستی!

به هر حال یه روزی باید هرکی که دست از خریت بر نمیداره از خود خریت  کنه( سقوط) تا دیگه از اوج بالاتر نره که شاید معراجی خرگونه او را به مرحله ای برسونه که بجز از خریت محض چیزی نبینه

خریــت مرتفـــع کــوهی خطرنـــاک         ندارد خر ز بالارفتنش باک

چو بر اوجش رسد هرکس که خر شد      بیافتد با کمر جانش بدر شد

... از اوج خریت گفتیم و معراج خرها ... واقعا معراج خر در کجاست؟ آیا خر بودن به همان چهارپا بودن و گوش دراز و دم بستگی داره یا چیزهایی دیگه هم علاوه بر اینا لازمه و حتی بدون این امکانات هم میشه به خریت رسید؟!!

تن هر خری شریف است به جان آن خریت

نه همین دو لنگ و گوش است نشانه ی خریت

رسد هر خری به جایی که به جز خری نبیند

بنگر که تا چه حد است سرانه ی خریت

طیران میگ دیدی تو به پایبند عر عر

بدرای تا ببنی طیران خرتریت

راستی یه جایی گفتم اگه میخوای در سرزمین خرها به مقامی برسی باید از همه خرتر باشی و گرنه نمی تونی رهبر اون سرزمین بشی ... حالا اون کسی که از همه خرتره باید خریت خودش رو در بعضی جاها با عرعرهای نابجا و ممتد به همه نشون بده و تازه علاوه بر اینا باید به تایید بزها هم رسیده باشه .. میدونین که در گله فقط خر نیست که وجود داره .. در واقع اون از همه ی گله بزرگتره ولی خب بزها هم باید اون خر رو تایید کنن وگرنه باید از گله بره بیرون .. حالا شما حساب کنید گله ای که خر راهبر اون باشه .. چه خوشبختند این گوسفندا !!

این قافله را بنگر و با عقل نظر کن    دیدی که تباهست، تو احساس خطر کن

سالار که خرتر ز خر قافله دارست     خود فکر غم آن دل بیچاره ی خر کن.

بعضی وقتا جالب میشه .. وقتی که همون خر بی دم و گوش میاد و به بعضی ها هم نصیحت میکنه که به کدوم راه برن و کدوم راه خطرناکه .. واقعا باید به صحبتهای این خر گوش داد ... بعضی وقتا جکهای جدیدی میگه 

جاهلی منرا نصیحت بر تفکر میکند

صحبتِ ؛ کم گوی چون در؛ میکنند

خود ندارد مستقل فکری به سر

چون خری کو سر به آخور میکند

فکر او هم فکر دیگر مردمست

فرق او با خر فقط در یک دمست

می نماید ره به من چون عاقلان

ای عجب!!! این خر خودش را هم گمست

راستی میدونین این خرا بعضی وقتا عاشق هم میشن و میشه مثل بعضی از این فیلمای تلویزیونی که توش یه آدم خوبه میشه عاشق یه آدم خوبه ی دیگه و هر دوتاشون میرن معبد خرها و اونجا عقد میکنن و یه خری که بالای سرش یه تایر گذاشتن ... اونا رو بهم گره میده .. آخه توی اون مملکت ... اشکالی نداره که خرها عاشقه هم بشن و به هم نگاه نامحرمانه بکنن .. فقط دیگرانه که حق ندارن عاشق بشن و به هم نگاه کنن .. ولی تو میتونی مثل خود اونا به کسوت خرا دربیای و عاشق هم بشی

عرعری کردیم و عشق هم آغز شد(ا)

خلاصه الغرض من حیث‌المجموع و علی‌رغم تمام این مقولات .. از منه خر به شما ادما نصیحت:

اگه میخواین که توی سرزمین خرها زندگی کنین و  خری به شما کار نگیره و تازش بتونین بدون اینکه کسی به شما گیر بده از غریزه جنسیتون هم استفاده کنین .. فقط خر بشین «خـــــــر » .. کارت خریت هم توی مراکز مقاومت خریج به شما داده میشه

هر چند من که هر چی تمرین کردم نتونستم عرعر کنم .. آخه خرشدن هم مهارت میخواد ... هر کسی که نمی تونه این صدا رو از خودش دربیاره .. باید دلت واقعا بخواد که خر بشی .. اخه این کار دله.. مگه خر دل نداره؟ به نظر من که فقط خره که دل داره ... راستی منکه نمی تونم خر بشم ... بعضی وقتا زیر لبم به خدا یه چیزایی میگم

گاه با خود گفته ام من زیر لب

ای خدا هستم ز کارت بس عجب

از چه رو بعضی ز مردم زاده ای؟

این خران را نقش آدم داده ای

این الاغان را تو دادی برزمین

لیک سودی برنخیزد از چنین

کار خِلقت بر چنین خَلقت به باد

برده ای شاید طبیعت را ز یاد

هر خری باید دو گوشش را دراز

یک دمی از مقعدش تا سم بساز

این چه خرشد این خر بی یال و گوش؟!

این چه رسمی شد طبیعت را وحوش؟

من ندانم این؛ ولی ایزد تویی

آنکه نقش هر خری ریزد تویی

در ضمن ارزش خر از همه انسانها بیشتره چرا؟

گاوان و خران باربردار     به زادمیان مردم‌آزار

به هر حال .. خر موجود عجیب و غریبی است ... آنهم خری از نوع بدون دم و گوش بلند و سم

خر باشید و پیروز ..
************************

شعر ابتدایی که به رنگ سبز هست .. از من نیست


 
یکشنبه 4 تیر ماه سال 1385
بحث؟!

آیا به صرف اینکه یک چیز توسط عده ای قلیل تبدیل به قانون شد باید به آن احترام گذاشت؟

چرا قلیل ؟ وقتی که رهبر شورای نگهبان را انتخاب میکند و شورای نگهبان هم مجلس خبرگان را تعیین می کند و مجلس خبرگان هم رهبر را ....

چرا میگویم که شورای نگهبان است که خبرگان را انتخاب میکند .. در حالی که ظاهرا این مردم هستند که رای میدهند؟

شورای نگهبان که نمی آید کسانی را که اندیشه متفاوت دارند از صافی خود عبور دهد ... آنهایی از صافی شورای نگهبان عبور می کنند که همفکر خودشان باشند .. پس یکی از ملاکهای اصلی انتخابات از بین میرود ( آزادی مخالف و تبلیغ برای خود) و مردم هم تحت تاثیر سخنان یکسویه یک گروه فکر می کنند که فقط همین گروه دارای حق است بدون اینکه سخن مخالف را هم بشنوند.. معمولا مردم .. هیچ طرز فکری ندارند و هرکس که بیشتر برایشان حرف بزند به سمت همو میروند .. و معمولا آن یک طرف هم دائما وعده میدهد و مردم را اغوا میکند .. پس در اینجا گرچه که تمام مردم هم رای بدهند به یک شخص یا یک گروه .. رای آنها باطل است ..

یادم می آید که در انتخابات خبرگان پیشین در منطقه ما ۸ نفر باید میرفتند بالا ... ۹ نفر را تایید کرده بودند و می گفتند از این ۹ نفر ۸ تایشان باید بروند بالا!!!!!!

حالا چرا با اینکه مردم دیگر فهمیده اند که نباید در انتخابات شرکت کنند باز هم آمار رای به ۶۳ درصد میرسد؟

امتحانی را در نظر بگیرید که عده ای خودشان طراح سوال باشند .. خودشان جواب دهنده باشند خودشان مراقب و خودشان تصحیح کننده !!!!! نمره چند؟

حالا انتخابات ایران هم علاوه بر اینکه خودشان تایید صلاحیت می کنندخودشان برگزار میکنند خودشان ناظر هستند خودشان شمارش می کنند و خودشان هم آمار را اعلام می کنند .. چند درصد از مردم شرکت خواهند کرد .. معلومست که بیشتر از نصف .... با وجود شناسنامه های تقلبی هم که تعدادشان کم نیست .......

****************************

وقتی که در جامعه ای مخالف جایی برای حرف زدن نداشته باشد و حقوقش نقض شود .. از او نباید انتظار مودبانه صحبت کردن داشته باشید ... چه بسا مظلومانی که برای بدست اوردن حقشان دست به اسلحه و ترور زده‌اند .. اینکه کسی فحش بدهد یا اسلحه بردارد دلیل بر عدم حقانیت او نیست .. بلکه دلیلش اینست که حقش خورده شده .. جایی برای گفتن عقایدش وجود نداشته ... تلویزیون و تریبونهای رسمی را قدرتمداران در اختیار گرفته اند ... و رسانه های بی اهمیت مثل وبلاگ هرگز نمی تواند دلیل بر آزادی مخالف باشد ... همین وبلاگها هم برای عده ای آنقدر تحملش سخت است که حرف از نظارت روی وبلاگ میزنند ...

اگر شخصی از مردم عادی حرفی زد و حکومت کاری به کارش ندارد این دلیل بر آن نیست که حکومت تغییر روش داده و به مخالفین خود آزادی داده .. بلکه کنترل اوضاع از دست او در رفته است .. فشارهای بین المللی افزایش یافته است که حکومت نمی تواند به آن شخص گیر بدهد بالارفتن آگاهی مردم باعث شده که حکومت دیگر نتواند کسی را به جرم سیاسی رسما و علنا به اعدام محکوم کند هر چند به طور غیر علنی خیلی از مجرمین سیاسی اعدام میشوند .. در واقع ماهیت حکومت عوض نشده .. گرگ همان گرگ است و از دریدن هم بدش نمی آید ولی کنترل اوضاع از دستش در رفته .. پیشرفت علم باعث شده که در بعضی نقاط نتواند کاری انجام دهد .. فراموش نکنید که اینجا مملکتیست که زمانی ویدئو ممنوع بود ... جوانان را به جرم داشتن عکس بازیگران هندی شلاق میزدند .. لب زنان را به خار آرایش می بریدند و موی بلند جوانان را در ملا عام با ماشین میزدند بماند که چقدر زن حامله سنگسار شدند و چقدر کودک خردسال ، اعدام . فرانسه را ببینید که مردم به راحتی میتوانند در خیابانها اعتراض کنند بدون اینکه کسی آنها را دستگیر کند .. مخالفین بوش به راحتی میتوانند جلوی کاخ سفید اعتراض کنند و حتی در تلویزیونهای آن کشور پخش شود ... ولی اینجا زمانی که عده ای زن به طور مسالمت آمیز .. فقط میخواستند به تضییع حقوق زنان اعتراض کنند با چه رفتار وحشیانه ای از سمت پلیس روبرو شدند ... کارگران شرکت واحد به خاطر اعتراض به دستمزدهایشان اخراج شدند .. آنوقت عده ای حرف از گفتگو و منطق میزنند ... با چه کسی گفتگو کنیم ؟‌با کسانی که ۲۷ سال خون ما را مکیدند؟ مگر میشود؟ با کسی گفتگو کنیم که تعصبات مذهبی و اشتباه خود را منطق میداند؟ اگر گفتگو درست است چرا امثال من نمی توانند به تلویزیون تماس گرفته و مخالفت خود را با آقای خامنه ای ابراز کنند؟ چرا نمی شود از آقای خمینی یا خامنه ای انتقاد کرد؟ چرا مخالفین انرژی ظاهرا صلح آمیز نمی توانند در مطبوعات یا رسانه ها درباره زیانهای این انرژی ظاهرا پرمنفعت صحبت کنند؟ چون آنوقت اگر مردم بعضی چیزها را بفهمند همه شان به صف مخالفین خواهند پیوست .. پس باید مردم چیزی را ندانند و هیچ بحثی در رسانه ها صورت نگیرد .. حرف از بحث با چنین رژیمی و عمالش بیهوده است ... این حکومت نشان داده که کوچکترین اهمیتی برای بحث منطقی قائل نیست .. چرا که اگر قائل بود .. مخالفین هم مثل آقای گنجی و جهانبگلو میتوانستند در صدا و سیما حرف بزنند .. نه اینکه روانه زندان شوند ... آیا مردم نباید بدانند که حرف اینها چیست؟ بگذارید تا آنها هم در صدا و سیما حرف بزنند تا بفهمید که مردم به کدام سو خواهند رفت ...

هرچند الان مردم دیگر فهمیده اند که به کدام سو بروند ... فقط یک رفراندوم آزاد با حضور گروههای مخالف و آزادی حرف زدن گروههای مخالف قبل از انتخابات و با نظارت سازمان ملل و با روشهای پیشرفته انتخاباتی .. میتواند این رژیم را نابود کند بدون خونریزی


 
جمعه 2 تیر ماه سال 1385

زندگی یعنی اتصال جان با دنیا از طریق یک مو ...  هر گاه این مو قطع بشه تو هم .. خدا رحمت کنه .. نمی دونم چرا زندگیی که اینقدر بی ارزشه .. بعضی ها حاضرند برای رسیدن به قدرت هرگونه چاپلوسی و .ایه مالی انجام بدن.. و یا اونقدر به خودشون و دیگران سخت می گیرند که همون دو روز کوفتشون بشه .. دو روز میخوای زندگی کنی .. اجازه هیچ کاری نداری ..

توی دنیایی زندگی می کنیم که با یک حادثه کوچک میری اون دنیا .. چند سال پیش خوندم که یه خانواده بر اثر خوردن خیارشورهایی که توی اون یه مار هم کنسرو شده بوده مردن ... یا همین پارسال که ۵ نفر که توی یه وانت بودند یه دفه ای می بینن که یه مار از آسمون افتاد توی وانت و همشون کشته میشن .. یه عقاب داشته مار رو میبرده تا بده به جوجه هاش بین راه ماره ول میشه و میفته توی وانت ۲ نفر رو نیش میزنه و بقیه هم از وانت پرت میشن ... یا رئیس بزرگترین کارخانه لاستیک سازی اروپا( میشلن) که یه ماه پیش داشته با قایق شخصیش ماهیگیری میکرده که یه دفه ای میفته توی آب و خداحافظ .. حالا این آقا ثروتمندترین مرد اروپا بود .. شاید شما شعر رهی معیری رو خونده باشین که نثرش اینه

یه اعرابی داشته کنار رود نیل میرفته یه دفه ای یه شیر میاد و اونو دنبال میکنه .. اون بدبخت هم فرار میکنه و کنار رود نیل یه نخل می بینه و میره بالا .. اتفاقا اونجا هم یه مار بالای درخت بوده .. از ترس مار خودش رو میندازه توی رود نیل و میفته توی دهن یه کروکودیل .. .. یا وقتی که شداد بهشتش ( ارم ) رو درست کرد وقتی داشت میرفت به ارم تا برای اولین بار بهشتش رو ببینه بین راه عزرائیل بهش رسید و .... الغرض من عمر زیاد نمی خوام .. چون میدونم که فایده نداره .. همه ما در حال ضرریم و خبر نداریم .. من همیشه دوست داشتم که یه اثر از من بمونه .. بچه که بودم از بس به خودم مغرور بودم .. وقتی یه ژیمناست رو دیدم .. به خودم گفتم مگه من چیم ازون کمتره و شروع کردم سرخود به تمرین .. من در منطقه ای بودم که امکانات مطلقا صفر بود ... ولی حرکات زمینی ژیم رو یاد گرفتم .. رزمی رو اونقدر وارد شده بودم که توی جنگ و دعواهام هر چندنفر هم که بودن .. من پیروز بودم .. درس رو زیاد بهش اهمیت نمی دادم ولی کتابای غیردرسی زیاد خوندم ... وقتی به زور دیپلم گرفتم  .. تصمیم گرفتم برم دانشگاه و سه ماه درس خوندم و با توجه به سابقم رشته تربیت بدنی قبول شدم .. توی دانشگاه با افکار متفاوتی آشنا شدم ... فهمیدم که زندگی اینی نیست که ما داریم .. خیلی زندگی ما ایرانیا بی کیفیته .. خودمون به امید داشتن اون دنیا زندگی رو به خود و دیگران حروم کردیم .. غافل از اینکه کسی اون دنیا رو داره که از این دنیاش استفاده کرده باشه .. اینکه ما بعضی کارا رو گناه میدونیم و فکر میکنیم با اون کار آسمون به زمین میاد و هرکی اینکارو میکنه بدترین انسانه .. واقعا یه حرف بچگانه و ابلهانست .. میشد کاری کرد که زندگی جوونای ایرانی با کیفیت بشه .. و اونا دائما به فکر این نباشند که چجوری خودشون رو ارضا کنن .. زندگی اونقدر ارزش نداره که ما دائما حقوق همدیگه رو از هم بگیریم .. اینقدر ارزش نداره که ما اینقدر به خودمون مغروریم و میگیم کرامت انسان اونقدر بالاست که نباید مثل یه حیوون هر وقت حشری شد بره هر کار میخواد بکنه ... با این حرفای ابلهانه زندگی این دنیا رو به خودمون زهر کردیم .. اون رو خود خدا داده و من مطمئنم که الان اگه بخواد پیامبر جدیدی بیاد هیچوقت اینکار رو ممنوع نمیکنه .. اون زمان هم عمر بود که اینکار رو ممنوع کرد نه حضرت محمد و علی .. اسلام اونقدر ساده بوده که تصورش هم نمی تونی بکنی .. مثل امروز که نبوده .. گناهان شخصی به خود شخص مربوطه نه به دیگران ... اگه اینکار گناه باشه ......

به هر حال از موضوع پرت نشم .. من هر جور غروری بگی داشتم .. و الان می فهمم که مهم نیست که تو چاق باشی یا لاغر یا عضلانی یا خوش تیپ یا .... مهم اینه که سرت به کار خودت باشه و آدم باشی ... اگه اینجوری باشی خیلی ارزش داری .. ارزش انسان به عضلاتش نیست به تیپش نیست .. به اینه که سرت به کار خودت باشه .. حزب اللهی هستی برای خودت باش .. مشروبخوار هستی برای خودت باش .. ولی دیگران رو از خودت نرنجون .. نماز رو برای همه اجباری نکن ... وقتی مشروب میخوری عربده نکش ... من خودم چندین دفه مشروب خوردم و مزاحم کسی هم نشدم ... نماز خون هم بودم یه زمانی ... روزه رو تکمیل می گرفتم ولی یادمه که به کسانی که نماز نمی خوندن به چشم یه آدم پلید نگاه می کردم و آدم حسابشون نمی کردم .. ولی حالا خیلی وقته که فهمیدم من اشتباه می کردم ... حالا بعضی وقتا شراب میخورم ولی سرم تو کار خودمه ... اگه جامعه ما یه جوری بشه که مشروبخور هم برای خودش یه جایی داشته باشه واسه هرکاری دلش خواست ... دیگه ما شاهد این نیستیم که کسی مزاحم خواهر تو بشه .. دیگه شاهد این نیستیم که کسی توی خیابون بیاد عربده کشی از مستی عرق ... یا لااقل آمار این کارا کم میشه .. دیگه شاهد این نیستیم که کسی دیگران رو مجبور به روزه یا نماز کنه .. هر کسی سرش تو کار خودشه ... نمازخون نمازشو میخونه .. مشروبخور هم عیشش رو میکنه ... همه چهره ی واقعیشون رو نشون میدن و ریاکاری دیگه نیست .. ارزش ایمان دیندارای واقعی اون لحظه ای مشخص میشه که همه امکانات به قول خودشون گناه وجود داشته باشه و کاری نکنه .. هر چند اون کار به نظر من گناه نیست بلکه نیاز طبیعی انسانه .. ولی اگه کسی نخواست نیازش رو براورده کنه این دیگه به خودش مربوطه .. ولی حق نداره دیگران رو محروم کنه ... این یعنی مدینه فاضله ای که همه فلاسفه از جمله افلاطون و ابن خلدون دربارش نوشتن .. این یعنی بهشت در این دنیا .. و به سعادت رسیدن همه توی اون دنیا

چرا همه؟ چون به نظر من که زیاد فکر کردم ... بهشت و جهنم به حجاب یا بی حجابی نیست .. به نماز یا بی نمازی نیست .. به مشروب خوردن یا نخوردن نیست ... چه بسا دانشمندانی که بی حجاب بودن ... چه بسا دانشمندانی که همیشه در حال سکس بودن .. چه بسا دانشمندانی که مشروبات زیاد میخوردن ولی الان ما مسلمونای به ظاهر بهشتی داریم از اکتشافات اونا برای تبلیغ افکار پست خودمون استفاده می کنیم ... داریم استفاده می کنیم و بهشون لعنت هم میفرستیم .. سوار هواپیمای ساخت کفار میشیم و میریم حج و اونجا میگیم مرگ بر آمریکا .. اگه دقت کنین می بینین که ما مسلمونا به جاب فکر در زمینه های خدمت به بشر مثل علم و اکتشاف و ... به جهاد بر علیه کفار فکر می کنیم تا اونا رو مسلمون کنیم و اگه نشدن بکشیم ..  به این فکر می کنیم که شیعه سنی رو بکشه و شیعه سنی رو ... تمام قتلهایی که بعد از ورود امریکا به عراق اتفاق افتاده رو کی انجام داده ؟ همین مردم عراق .. ما فکر میکنیم که اگه مثلا یه سنی عراقی اومد بمب منفجر کرد و زن و بچه بی گناه رو کشت این تقصیر آمریکاست .. ما مسلمونا فقط به فکر اغتشاش هستیم نه به فکر کیفیت بخشیدن به زندگی ... تعصبات کور باعث شده که همیشه هزینه بدیم .. همیشه عقب ماندگی خودمون رو به غرب نسبت دادیم .. بابا ول کنیین دیگه.. مغزاتون رو بشورین بیاین مثل ما بشین ... من مغزمو با یه شستشوی حسابی از هر چی تعصب و فکرای مذهبی الکی بود .. پاک کردم . کلین آپ شدم .. دفرگمنت شدم .. شستشوی مغزی لازمه ... چیز بدی نیست ... چشمها رو باید شست جور دیگر باید دید ... این که یه نفر از بچگیش همون فکری رو که بهش القا کردن داشته باشه این یه باتلاق ساکنه ... من که به جایی از فکر رسیدم که میدونم با مردنم هنوز هم وجود دارم و کسی که تونسته اینچنین بدن شگفت انگیزی  رو درست کنه .. حتما میتونه ما رو دوباره بوجود بیاره .. بودن در حال حاضر خیلی شگفت انگیزتر از بودن دوباره است .. من عمر زیاد نمی خوام .. به هر حال از ما گفتن .....  فکراتون رو بشورین .. این رو یه آدمی میگه که زیاد فکر کرده


 
پنجشنبه 1 تیر ماه سال 1385

هر چی بیشتر با این حزب اللهیا بحث میکنم به خریت خودم بیشتر پی میبرم که با چنین موجوداتی دارم وقتمو هدر میدم ... جواب اینا رو نباید با بحث منطقی داد باید به یه جایی برسی و اعذامشون کنی تا بفهمن چون هرچی دلیل و حجت میاری که اعمال شخصی دیگران به تو ربطی نداره و هر کسی خودش مسئول اعمالشه و تو نمیخوای جواب پس بدی .. بازم نمی فهمن و فکر میکنن چون توی قران گفته شده امر به معروف و نهی از منکر کنید اینا اگه به اون عمل نکنن دیگه جاشون جهنمه ... هرچی میگی عزیزم دلبندم تو اون جایی باید امر معروف و نهی منکر کنی که خودت و خانوادت در خطر باشین نه اینکه یه نفر دوست داره مثلا با یکی دیگه که اون هم دوست داره با همدیگه رابطه جنسی داشته باشن و تو رگ غیرتت پف کنه .. خب به تو چه؟ مگه چه آسیبی به تو میرسه؟ کسی که نخواست خواهر تو رو ... استغفرا... ، اگه میگی با دیدن اونا من هم ممکنه دست به عمل خلاف شرع بزنم .. خب چشمت رو ببند تا به عمل خلاف شرع نیفتی.. روت رو اونور کن تا زیر آوار ایمان ضعیفت له نشی .. کسی هم نخواست جلوی چشم جنابالی اینکار خلاف شرع رو بکنه .. میرن جایی که تو نبینی .. واسه همینه که میگم باید کاباره باشه ... آقاجون اصلا تو اینکار رو گناه میدونی انجام نده .. من گناه نمی دونم .. اتفاقا خیلی هم خوبه .. به تو چه به حکومت چه؟ پس اگه اینکار (رابطه جنسی) بده .. نمازخوندن تو هم از دید من بده .. و من ممکنه با دیدن نمازخوندن تو به نماز بیفتم و نماز بخونم و کار بد انجام بدم .. جوون اگه غریزه جنسیش براورده نشه عقده ای میشه دست به جنایت میزنه مثل بیجه مثل هزاران قتلی که به خاطر براورده کردن غریزه بوده .. آقا دوست ندارم برم بهشت .. اصلا من به بهشت و جهنم اعتقاد ندارم .. دوست دارم توی همین دنیا همه کار بکنم .. به تو چه؟ هر چند من اتفاقا خیلی هم به اون دنیا معتقدم و معتقدم که گناهان شخصی به خود اشخاص مربوطه و نه به حکومت یا به دیگری ... اگه کسی دوست داشت با کسی که اون هم دوست داره یه کاری بکنه .. به خودشون مربوطه ... خودشون میرن جهنم .. تازه به نظر من جهنم یا بهشت به حجاب یا بی حجابی یا بی نمازی و روزه نیست ... هایده بی حجاب بود ولی به نظر من که زیاد در این زمینه ها فکر کردم و مطالعه کردم .. جای کسی مثل هایده .. جهنم نیست بر عکس اون به احتمال قوی جاش بهشته ... چون اگه آزارش به کسی نرسیده باشه صدای خوبش باعث شده که میلیونها نفر با صداش برن تو عالم عرفان .. برن تو عالم گریه .. برن تو عالم دل .. اگه از صداش استفاده نمی کرد .. جاش جهنم بود که چنین صدای خوشی رو از ما دریغ کرده بود ... اگه کسی نتونه گناه کنه .. جهنم و بهشت پس برای چیه؟ ما که چون آزادی نداشتیم جامون بهشته ولی کسانی که به بهانه بهشتی کردن ما همه‌ی آزادیامون رو گرفتن، نمی دونن که جای خودشون جهنمه ... خدا همه رو توی گناه شخصی ، آزاد آفریده .. تو مختاری که هر گناهی که به حق النفس خودت مربوط میشه انجام بدی ولی نباید آزاد باشی که به حقوق و آزادیهای دیگران تجاوز کنی ... و باید توسط انسانهای دیگه جلوی تو گرفته بشه و مجازات بشی .. ما هم روزی کسانی رو که به حقوق ما تجاوز کردن رو مجازات خواهیم کرد و من اون روز رو می بینم .. من دوست داشتم گناه شخصی داشته باشم .. چرا تو این حق منو گرفتی آقای خمینی؟ حالا یه موضوع دیگه

برای من جالبه وقتی سیدحسین خمینی رو میبینم .. عجیبه مثل پسر یزید و پسر قارون که یزید خودش چه جنایتکاری بود ولی پسرش معاویه ا‌بن یزید چه آدم خوبی بود .. قارون عجب دنیاپرستی بود ولی پسرش چه تارک دنیایی؟! حالا حکایت خمینی و نوش سیدحسینه، خودش چه ..... بود و نوش چه فرشته ایه .. ۱۸۰ درجه متفاوت با پدربزرگش .. البته الان تحت کنترل شدیده تا نتونه کاری بکنه.

راستی طرفداریای احمدینژاد رو دیدین ..از همه جور قشری  یه عده طرفدارشن .. از اون حزب اللهی دائما در نماز سجاده آب بکش تا لات بی سر و پای بی ناموس عربده‌کش بگیر .. ولی اکثر طرفداران اون آدمای ساده لوح هستن ... بعضیاشون هم از بغض رفسنجانی به این آقا رای دادن .. چون رفسنجانی بده .. این خوبه ... بعضیا هم به این خاطر بهش رای دادن که شاید با اومدن این آقا و تندرویهای مخصوص یک بسیجی ترمزبریده بشه این حکومت رو یه جورایی ساقط کرد واقعا عجب مردمی داریم؟! .. نمی دونن که اینا همش سیاست بود تا مردم بیان پای صندوق .. حالا هم می بینن که مردم برای شرکت در انتخابات خبرگان انگیزه ای ندارن .. اومدن خاتمی و رفسنجانی و مصباح رو وارد کردن تا از همه جناحهای حکومت .. مردم بیان توی رای گیری .. ولی کارشون محکوم به شکسته .. با توجه به گرانی های اخیر و براورده نشدن رویای بهشت احمدی نژاد ... مردم دیگه فهمیدن که اینا همش موش و گربه بازیه .. خر میره جاش بز میاد ..

( دنیا به کسان ناکسان راضی شد         بزغاله بمرد و کرخر قاضی شد )

راستی چرا گفتم طرفدارای احمدی نژاد ساده لوحند؟‌چون اونا می بینن که این آقا میگه که دور من یه هاله ی نورانیه ... باز هم هیچی نمی گن و تایید هم میکنن .. مصباح میگه که امام زمان رو دیدم که برای احمدی نژاد دعا میکرد و این ُ.سخلا باز هم باور میکنن ... نمی دونم که این همه اتصال به وحی ... بابا یه وقت اتصالی نشه و برق وحی شما ما رو هم بگیره ... ما هنوز نمی خوایم اونقدر روانی بشیم که مُحمل به هم ببافیم و یه عده روانی دیگه حرفامون رو باور کنن ...  حالا اونا رو ولش کن ... میدونی که احمدی نژاد به هر شهری میره چه قولایی میده؟ قولایی که تا ۱۰۰ سال دیگه هم نمیشه انجام داد .. این آقا میخواد در عرض یکسال دیگه انجام بده .. بعد که نتونست میندازه به گردن دولتهای قبلی .. میندازه به گردن امریکا ... خب بابا قبل از انتخابات چرا نگفتی که نمی تونم ... چرا نگفتی که امریکا نخواهد گذاشت چرا نگفتی که بدهیهای دولتای قبلی مانع من خواهد شد؟

راستی موج تورم دیگه کم کم داره خودش رو در دولت جدید نشون میده ... آهن نرخ تورم ۱۱۰ درصد داشته .. سیمان ۱۰۰ درصد .. رنگ ۴۰ درصد .. لبنیات هم نمی دونم چند درصد ... بنزین هم میخواد سهمیه بندی بشه .. جریمه ها هم چندبرابر شده ... حالا ببینین گوشت به چه قیمتی خواهد رسید ... من که گفتم آنچه را باید می گفتم میخوای باور کن میخوای نه ... ولی همین تویی که به احمدینژاد رای دادی یا به هرکی دیگه ... فردا دودستی میزنی توی سرت که ای کاش انتخابات رو شرکت نکرده بودم ... هرچند تو هم شرکت نمی کردی .. کسی که خودش امتحان برگزار میکنه .. خودش مراقبه .. خودش هم نمره میده .. معلومه که چند میگیره ... مطمئن باش که ۲۰ درصد این انتخابات تقلب و شناسنامه جعلی بوده .. همه چی که دست خودشونه ... در دوره های بعدی هم شرکت نکنی اونا میتونن اون رو به حد قابل قبول برسونن ... اصلا یه سوال : چه چیزی در این مملکت استاندارد و بدون تقلبه که بخواد انتخاباتش باشه؟ همه ی کالاهای ساخت داخل تقلب محضه .. انتخاباتشون هم مثل کالاهاشونه ... اصلا ما ایرونیا علاقه شدیدی به تقلب داریم .. کیف میکنیم از تقلب .. هرکی تقلب کنه میگیم عجب آدم زرنگیه .. تا ابد همینیم که هستیم .. چارش اینه که مطبوعات آزاد داشته باشیم تا تقلبات همدیگه رو خودمون رو کنیم حالا میخواد بر اثر حس حسادت ایرانی جماعت باشه یا هر چیزی دیگه .. ولی با وجود مطبوعات آزاد دیگه کسی جرات تقلب و اختلاس نداره ... با وجود حکومت سکولار هم دیگه نمیشه روزنامه ای رو به بهانه توهین به اسلام بست .. راستی روزنامه ها رو فکر کردین به خاطر اسلام تعطیل کردن؟ خیلی ساده لوحی .. اونا داشتن دزدیهای آقایون متصل به وحی رو می نوشتن که به بهانه اسلام تعطیل شدن ...

 خب دیگه وراجی بسه .. تا بعد


 
چهارشنبه 31 خرداد ماه سال 1385
بحث!!؟
بحث برای چیه؟ بحث برای اینه که شما در نهایت بتونی به یه توافق برسی و سودی عایدت بشه ... اینکه نمیشه که ما با کسی بحث کنیم که یک عمر حق ما رو خورده و جواب اعتراض مسالمت آمیز ما رو با باتوم و طناب دار داده ... اینکه نمیشه که همیشه برای به دست آوردن کوچکترین حقوق مسلمت همیشه بحث کنی و به نتیجه نرسی ... اینکه نمیشه که بحث همیشه یکسویه باشه ... اینکه نمیشه که ابزارهای قدرت و تبلیغات دست یک جناح باشه و تو بحث کنی ... اینکه نمیشه که تو همیشه مودب باشی .. مملکتی که دارن ۱۵ ساله که بحث میکنن که آیا ماهواره آزاد بشه یا نه .. این مملکت چه بحث دیگه ای لازم داره ؟ وقتی که نمی تونی جایی داشته باشی که توده عظیمی از مردم به حرفات گوش بدن .. بحث یعنی چی ؟ اصلا بحث در وبلاگها هم بیفایدست ... مگه چندنفر بحث شما رو دنبال خواهند کرد؟ اینکه نمیشه من سرم رو درد بیارم و آخرش ۴ نفر با هم بحث کنیم و به نتیجه هم نرسیم .. این چه انتخاباتیه که توش فقط یه گروه حرف بزنه و مخ مردم رو با دروغاش بزنه و رای هم بیاره!!؟ و آخرش هم بگن مردم به ما رای دادن پس ما بر حقیم !!‌ راست میگین بذارین مخالفین هم بیان توی تلویزیون حرف بزنن .. اونوقت می بینین  که چه کسی رای میاره .. خودشون سوال طرح میکنن .. خودشون جواب میدن .. خودشون مراقبند و ناظر ... خودشون هم نمره میدن ..!. تازه من کار صادق زیباکلام رو یه زمانی قبول داشتم .. ولی امروز دیگه باید به همه روشن شده باشه که حتی کسانی مثل زیباکلام که مودبانه بحث میکنن به جایی نرسیدند .. تازه همون زیباکلام هم توی محدودیت مناظره میکنه و اجازه استفاده از بعضی حقایق رو در جملاتش نداره .. باز هم داره بحث میکنه .. بحث الکی با ظالم یعنی دادن وقت بیشتر به او برای سرکوب و بدست آوردن مشروعیت ... وقتی منطق به جایی نمیرسه .. توصیه من استفاده از منتقه .. تا آخر عمر که نباید بحث کرد ..

 
دوشنبه 29 خرداد ماه سال 1385
سلام دوباره خدمت روح آقای خمینی .. چطورین روح خدا؟ حال و احوال؟ چه خبر ازون دنیا؟ خوش میگذره ؟ ... خوش نمیگذره؟ واسه چی؟ مگه شما الان نباید کنار حوریان چشمآبی مشغول .... باشین؟ خب پس چی؟ چرا شما توی بهشت نیستین؟ چی؟ میگن که شما حق‌الناس به گردن دارین؟!! آخه چه حق‌الناسی؟ مگه اعدام ۱۰۰۰۰۰ هزار آدم حق‌الناس داره؟ مگه گرفتن آزادیهای فردی و سیاسی و اجتماعی حق الناس داره؟ مگه الکی کشتن اینهمه جوون بی گناه که اسمشونو واسه دلخوشکنک خانواده هاشون گذاشتی شهید، حق‌الناسه؟ مگه این همه بودجه الکی که صرف جنگ الکی شد حق‌الناس داره ... مگه به وعده ها عمل نکردن حق‌الناس داره؟ مگه گرفتن خوشی های این دنیا از ما به وعده بهشت گناهه؟ آقای خمینی میدونین چیه؟ من فکر میکنم که شما باید به خدا اعتراض کنین .. چون که شما که حق‌الناس به گردن ندارین .. تمام این چیزایی که گفتم برای شما که گناه محسوب نمیشه.. اینا که واسه شما چیزی نیست ... شما خیلی بیشتر از این حرفا ارزش دارین ... راستی آتیشای جهنم که یه وقت شما رو اذیت نمیکنه؟ ... میدونین شما توی این دنیا خیلی چهره‌ی نورانی و معصومی داشتین .. نمیدونم که توی اون دنیا چه چهره ای دارین ... آخه میگن چهره‌های ما توی اون دنیا به صورت اصلیمون درمیاد ... نمیدونم .. یکی میشه عین گرگ .. یکی عین میمون یکی دیگه مثل کفتار .. یکی دیگه مثل ...  ولی فکر میکنم که هیچ حیوونی لیاقت این رو نداشته باشه که چهرش به شما بخوره ... بگذریم .. بالاخره یه روزی رودررو باهمدیگه صحبت می کنیم ... من اونجا حرفای بیشتری دارم ... البته تلفنی باهمدیگه صحبت خواهیم کرد .. میدونین چرا؟ چونکه من تنم طاقت آتیش جهنم رو نداره به همین خاطر نمیتونم بیام اونجا با شما صحبت کنم  .. میگن بهشت و جهنم رو هم سیم کشی کردن تا بهشتیا راحت بتونن با جهنمیا صحبت کنن ... پس تا اون روز خداحافظ ای روح خدا

 
یکشنبه 28 خرداد ماه سال 1385

ای بابا چی بگم ... نمیدونم چرا بعضی مردم ایران تا براشون از بی حجابی میگی رگ غیرتشون مثل شیلنگ فشارقوی میشه و انقلاب میکنن .. ولی اگه بگی که ج اسلامی اقتصاد رو ویران کرده .. میگن درست میشه نمیدونم مهم نیست نمیدونم  غصه این چیزا رو نخور.... چقدر بدبختیم ... البته خود خمینی با وعده های اقتصادی به مردم اومد روی کار.. توی بهشت زهرا هم گفت: مگر این پدر و پسر چه کردن غیر از اینکه اقتصاد ما را ویران کردن بعدش که دید از عهده اقتصاد برنمیاد و کار هر بز نیست .. گفت : اقتصاد مال چارپایان است ... جالبه که هنوز هم بعضی از این مردم/ خمینی رو در حد پیامبرشون قبول دارن!!! ... بابا اگه سخنرانیهای قبل و بعد انقلاب خمینی رو پخش کنن .. همه حتی همون حزب اللهی هم از خمینی برمیگرده .. حرفهایی با ۱۸۰ درجه تناقض ... وقتی که علت تناقض حرفاش رو پرسیدن میدونین چی گفت؟ گفت: من امروز بنا به مصالح مملکت ممکن است یک حرف بگویم و فردا بر ضد آن بگویم ... خمینی یک تخریبکار خوب بود ولی یک سازنده خوب نبود ... برین از مردم اول انقلاب بپرسین که برای چی انقلاب کردین .. باور کنین خودشون هم نمیدونستن که واسه چی انقلاب کردن ... همشون یک مشت عرقخور کاباره ای مدپرست بودن ( به فیلمای مستند اول انقلاب نگاه کنین و از قیافه ها تشخیص بدین) که بطر عرق رو هورتی کشیدن بالا و انقلاب کردن .. جالبه که کلتف مولوتوفاشون از بطری مشروب بوده .. تحت تاثیر فیلمای بزن بهادر زمان شاه.. همه مست شده بودن و میخواستن مث قهرمان اول فیلم .. همه جا رو بهم بریزن و آتیش بکشن ... تقصیر خود شاه بود ... اگه چندروز کاباره ها و مشروبفروشی ها و سینماها و آب و برق و گاز مردم رو تخته میکرد .. همه سرجاشون مینشستن ... شاه در آخرین لحظات میگفت: که حقوق کارمندا رو میخوام دوبرابر کنم .. میخوام کاری کنم که همه پیکان داشته باشند .. حتی معذرت خواهی هم کرد .. بابا اشتباه میکرد .. اگه رضاخان بود همه رو به مسلسل میبست .. به احدالناسی رحم نمیکرد پوست همه رو میکند توش رو پر کاه میکرد.. اونوقت میدیدی که چه کسی جرات میکرد بیاد بگه مرگ بر شاه .. کار شاه اشتباه بود .. اقتدارگرا نبود ... البته کارتر رییس جمهور وقت امریکا هم موثر بود .. اون بود که به شاه توصیه کرد که فضای سیاسی رو آزاد کنه و همین بلا شد .. مردم اون زمان هم بی ظرفیت .. تا دیدن که کسی کاری بهشون نداره .. ریختن توی خیابون و شاه رو ساقط کردن .. خود آقای خمینی مهره‌ی مستقیم انگلیس بود ... چجوری اون همه بر ضد شاه حرف زد و کشته نشد؟ چجوری توی هواپیمایی که از پاریس عازم ایران بود هیچ بلایی به سرش نیومد؟ انگلیس میدونست که با روی کار اوردن یه مهره مذهبی .. ایران برمیگرده به قرون وسطی و عقب ماندگی .. به همین علت خمینی رو زنده نگهداشت تا در موقع مبادا ازش استفاده کنه ... خود آقای خمینی هم شاید نمیدونست که مهره ی انگلیسه ... ولی بهرحال تمام کارهایی که از اول انقلاب تا حالا شده به نفع انگلیس و کشورهای استعمارگر بوده با روی کار اومدن خمینی و یک حکومت رادیکال مذهبی که به دنیا بدوبیرا میگه میشد جنگی درست کرد که کارخانه های اسلحه سازی غرب و شرق دوباره رونق بگیره ... حالا هم  من میگم که وقت تعویض حکومت رسیده .. اونا دیگه استفاده هاشون رو ازین حکومت بردن و باید کارش رو یه سره کرد ... بهانشون هم بمب اتمیه و مطمئن باشین که عوض میشه ... محاله که در ایران اتفاقی بیفته و دست انگلیس در کار نباشه .. ما ایرانیا فکر میکنیم که خودمون انقلاب کردیم و خدا بود که خمینی رو زنده نگهداش تا انقلاب رو دست بگیره و ازین مزخرفات ... ولی واقعیت یه چیز دیگس ... به هر حال این ما بودیم که توی آتیش این حکومت واپس گرا سوختیم و جوونیم هدر شد ... بعضی وقتا با خودم و خدا میگم ... خدایا فکر میکنم خود تو هم نمیتونی ما ایرونیا رو پیش بینی کنی... راستی برای تکمیل اطلاعات خودتون درباره این موضوعات .. لطفا خاطرات هیفر جاسوس انگلیسی در کشورهای مسلمان رو بخونین ... تا بفهمین که چرا من میگم خمینی مهره انگلیس بود ... انگلیس نگهدارتون باشه ...


 
شنبه 27 خرداد ماه سال 1385

 جدیدا برای انتخابات مجلس خبرگان .. در روزنامه ها و تلویزیون زیاد میشنویم .. چرا؟ چونکه اینا میدونن کسی در انتخابات شرکت نخواهد کرد .. میخواهند محیط رو داغ کنند .. چگونه؟ با وارد کردن خاتمی به صحنه رقابت ... با وارد کردن رفسنجانی به دور رقابت ... و بعد هو راه میندازن که های ملت خاتمی حق شرکت نداره چون به مرحله اجتهاد نرسیده و ازین .ُسشعرا .. میخوان طرفدارای سابق خاتمی رو به شرکت در انتخابات ترغیب کنن .. یادتون هست مردم به این خاطر به خاتمی رای دادن که روزنامه سپاه بر علیهش نوشت ... حالا هم میخوان بر ضد بعضی ها مطلب بنویسن تا مردم رو دوباره بیارن پای صندوق ولی غافل از اینکه انتخابات خبرگان اصلا برای مردم مهم نیست .. حالا هرکی میخواد کاندید بشه .. یادم میاد وقت انتخابات خبرگان که همزمان با انتخابات مجلس برگزار میشد ۹ تا آخوند رو معرفی کرده بودن و میگفتن که ۸ تاشون باید برن بالا ... عجب رقابتی!!؟.. عجب تنوع افکاری ... از ۹ تا ۸ تا!!! ... حالا چرا انتخابات خبرگان رو همزمان با بعضی انتخابات دیگه برگزار میکنن؟ چون میدونن که کسی حاضر نیست به خاطر رای به خبرگان بره پای صندوق .. به همین خاطر میگن این دو انتخابات رو با هم برگزار کنیم تا کسانی که مثلا میان به نماینده مجلس رای بدن  چند نفر هم بیشتر به خبرگان رای بدن تا آمار خبرگان شاید بره بالاتر ... باز هم با این همزمان کردن انتخابات، مردم خیلی کمی به خبرگان رای دادن .. در تهران ۵ درصد مردم به خبرگان رای دادن ... در جاهای دیگه ۱۵ درصد ... الان با وجود تورم گسترده ای که هر لحظه به طوفان تورم تبدیل خواهد شد .. هیچکس در انتخابات شرکت نخواهد کرد .. صبر کن تحریم بشیم .. ببین چی میشه... دیگه مردم حاضر نیستن برای هیشکی تره خورد کنن ... دیگه حاضر نیستن جونشون رو در راه هدفهای پوچ بدن ... اینا خیلی از تحریم میترسن ... الان که هنوز تحریم نیستیم .. خیلی از اجناس با تورم ۱۰۰ درصد مواجه بوده اونم طی یک هفته ... حالا..


 
جمعه 26 خرداد ماه سال 1385
.. مرگ بر اون هندیزاده ای که با اومدنش به ایران .. تمام ما رو دچار افسردگی کرد ... حقوق انسانی ما رو از ما گرفت ... استعدادها رو سرکوب کرد ... غریزه جوونا رو سرکوب کرد ... قشر عظیمی از اجتماع که دچار افسردگی شدن رو به اعتیاد اوردن ... رو به مشروب غیراستاندارد که بعضی وقتا موجب مرگشون میشه اوردن ... با اومدنش فقط پرچمای سیاه بود که بر سردر خانه ها نصب شد ... دلها رو کشت ... تو این لجنزار فقط افراد پست فطرت میتونن شاد باشند ... خوک از لجنزار بیشتر کیف میکنه.. فعلا که دور دور شماست ... وقتی دور ما رسید اونوقت یکی یکی شماها رو شناسایی می کنیم و یه جایی ترتیبتون رو میدیم ... همه ی دنیا به این فکر میکنن که چجوری برن مریخ و فضا .. مسئولین مملکت ما هنوز موندن که چجوری به مردم حالی کنن که با پای چپ وارد دسشویی بشن ... هنوز هم جوونایی که توی خیابون دست همو می گیرن و راه میرن رو میگیرن به جرم فساد شلاق میزنن... شما که هنوز توی این چیزا موندین شما رو چه به انرژی اتمی .. شماها برین به این فکر کنین که بعد از خوردن غذا مستحبه که انگشتاتون رو بلیسین ( رساله توضیح المسایل علما ) این بدبختا فکر میکنن که پیشرفت یعنی بمب اتمی ... آخه بدبخت اگه این صنعت از رده خارج که خیلی بهش مباهات می کنین مایه پیشرفت مملکت میشد که الان پاکستان باید جزو پیشرفته ترین کشورای دنیا باشه ... اگه این یه دانش پیشرفته بود پس چرا صدام هم تا مراحل زیادی از تکمیل ساخت بمب اتم پیش رفته بود ؟ که اسرائیل توی دهه نود کارش رو ساخت  پس چرا لیبی هم به این دانش پیشرفته دست پیدا کرده بود ...  بعد خامه ای میاد میگه : امروز چون که ما پیشرفت کردیم ( منظورش حتما همین اتم بوده) هرکی که امروز با ما نباشه مرتجعه ... بیچاره از بس بهش گفتن مرتجع واپس گرا ... باز این شروع کرده به ما میگه مرتجع!! . خدا لعنتت کنه ای هندیزاده که با گرفتن حقوق اولیه انسانی ما ... جوونا رو دچار افسردگی کردی .. آمار خودکشی .. طلاق ... اعتیاد... بیماری های ناشی از اعتیاد ... فرار مغزها و فرار سرمایه داران و فرار دختران... از هم گسیختگی های اجتماعی و خانوادگی ... پایین اومدن میانگین قد و وزن ایرانیا ... کاهش امید به زندگی ... بیکاری ... پایین بودن میزان درامد... نرخ روزافزون تورم ... آمار روزافزون تصادفات... قتلها و همه ی اینها و بیشتر جزو خوشپاقدمی اون هندیزاده بود . و جالبه که خیلی از همین کسانی که دچار این مصائب شدن باز هم طرفدار اون هندیزاده هستند .. اینا دیگه خسرالدنیاوالاخره هستن ( مظلومی که از ظالم حمایت کنه همه‌ی اینا حقشه) ولی امیدوارم که مردم یه روزی بفهمن که اگه توی انتخابات شرکت نکنن بدون حمله آمریکا هم میشه این رژیم رو ساقط کرد .. راستی قیمت سیمان دو برابر شده .. قیمت رنگ هم ۳۵ درصد زیاد شده .. قطعات بعضی از لوازم صنعتی هم دوبرابر شده.. لبنیات هم گرون شده ( همه اینا دریک هفته اتفاق افتاد) و خدا میدونه که این تورمها فقط نسیمی از سرخ بادیه که تا چندوقته دیگه خواهد رسید .. خدا به خیر کنه ای مردم که هنوز تحریم نشده همه چی گرون شده

 
پنجشنبه 25 خرداد ماه سال 1385

جوانان خرمشهری برای بازنشسته شدن علی دایی دست به دعا شدند
خبرگزاری فارس: جوانان و نوجوانان خرمشهری که از باخت شب گذشته تیم ملی ایران در نخستین دیدارش در جام جهانی ناراحت هستند، وجود علی دایی مسن و ناکارآمد را در ترکیب تیم ملی ایران یکی از علل باخت به تیم ملی مکزیک می‌دانند و برای بازنشسته شدن وی دست به دعا شدند.

***

علی ای علی ی دائی، تو چه آفتی خدا را
که به قهقرا فکندی، همه عشق تیم ما را

دل اگر خوره شناسی، به رخ همین علی بین
که خوره گی اش کلافه، بکند من و شما را

مرو ای گدای میدان، ز پی ی گدائی گُل
که گُل بدون زحمت، ندهد کسی گدا را

تو مگر ولی ی توپی، وَ فقیه فوتبالی
که چنین به زیر پایت، بنهاده ای حیا را

ره و رسم رهبری را، ز کدام علی گرفتی
که به اینهمه سماجت، بروی ره خطا را

تو نه اکبری، علی جان، نه چو رهبری، علی جان
چو کنف شدی رها کن، همه این برو بیا را

تو بزرگ وقهرمانی، یَل سابقاً جوانی
ز شکوه ابتدایت، مددی کن انتها را

بنشین کنار و بو کن ، گل ِ گل‌محمدی را
به کلام خود قوی کن، دل مهدوی کیا را

برو با علی ی پروین، قدمی بزن صفا کن
که بزرگمرد ورزش، نکند رها صفا را

نظری به باقری کن، که جوانترست اگرچه؛
به لحاظ سنّ بالا، زده از زمین کنارا

تو که گلزن قدیمی، چو پدربزرگ ِ تیمی
بنشین بکن تماشا، نوه ها و بچه ها را

بنشین به عشق تیمت، سر نیمکت و گلیمت
ز گلیم خویش امّا، به برون منه تو پا را

نه برو پی برانکو، نه بشو اسیر رهبر
که همه وطن نخواند، پی رفتنت دعا را

اگرت توان نباشد، که روی به راه تختی
برو لااقل کپی کن، ره و رسم پوریا را

و حقیقت اینکه هادی، همه ماجرا نداند
کمی از برادر خویش، شنیده ماجرا را
******
شعر از من نیست


*********************

متشکریم که حقیقت ِ تیم و جامعه‌مان را به درست‌ترین صورت نشان دادید؛ متشکریم که مثل آیینه، تمام ِ آن‌چه که بر کشور و مردم‌مان می‌رود منعکس کردید؛ متشکریم که شگفتی‌ساز نشدید و بازی را نبُردید؛ متشکریم که در دو نیمه، دو روی سکه‌ی ایران و ایرانی را پیش روی‌مان گذاشتید

 
بچه‌ها متشکریم! متشکریم که در مقابل تیم مکزیک به ایرانی‌ترین شکل ممکن باختید؛ متشکریم که حقیقت ِ تیم و جامعه‌مان را به درست‌ترین صورت نشان دادید؛ متشکریم که مثل آیینه، تمام ِ آن‌چه که بر کشور و مردم‌مان می‌رود منعکس کردید؛ متشکریم که شگفتی‌ساز نشدید و بازی را نبُردید؛ متشکریم که در دو نیمه، دو روی سکه‌ی ایران و ایرانی را پیش روی‌مان گذاشتید.

بچه‌ها! شما مائید و ما شما. شما کوچک شده‌ی مائید و ما بزرگ شده‌ی شما. خون ما در رگ‌های شما جریان دارد و خون شما در رگ‌های ما. ما همینیم که هستیم؛ ملتی جوان و در حال پیش‌رفت؛ در حال پیش‌رفت و در حال تغییر دائم. ملتی با رشد ناموزون، با رفتارهای نامتعادل یک نوجوان ِ در حال ِ بلوغ. یک نیمه، چنان اروپایی بازی می‌کنیم که خودمان هم انگشت به دهان می‌مانیم، و نیمه‌ی دیگر همه چیزمان وابسته می‌شود به اشتباه دروازه‌بان و می‌شویم یک تیم خیابانی.

بچه‌ها! ما هم مثل شما تکه‌تکه هستیم. بعضی‌های‌مان در دِه‌کوره‌های دورافتاده، در میان خاک و خل، با پای برهنه به توپ و هر چه گرد است ضربه می‌زنیم، بعضی‌های‌مان لژیونر هستیم و در تیم‌های مطرح بازی می‌کنیم و حقوق‌های میلیونی می‌گیریم.

بچه‌ها! کشور ما هم مثل تیم شما اداره می‌شود. برانکو مثلا رئیس تیم است، مثل رئیس‌جمهور که مثلا رئیس مملکت است. اما واقعیت این‌ست که برانکو هیچ‌کاره است، همان‌طور که رئیس‌جمهور هیچ‌کاره است. در آن بالا، کس و کسانی نشسته‌اند که اداره‌کننده‌ی واقعی ما و شما هستند. تصمیم‌گیرنده‌ی واقعی هستند. شما نشان دادید که به‌ترین آدم‌ها –حتی اگر خارجی باشند- وقتی در سیستم ِ ایرانی ِ ما قرار می‌گیرند، تغییر ماهیت می‌دهند و رفتارهای ما را پیشه می‌کنند. چاپلوسی می‌کنند، بادمجان دور قاب می‌چینند، مجیز فرادستان می‌گویند و حفظ موقعیت برای‌شان همه‌چیز می‌شود. شما نشان دادید که مدل کوچک جامعه‌ی ما هستید.

بچه‌ها! وقتی در کشور ما کار خراب می‌شود، مسئولان کمرشان درد می‌گیرد. رئیس‌جمهور محبوب پیشین‌مان کمرش همیشه در بزنگاه درد می‌گرفت. طفلک جواد خیابانی هم درست در آستانه‌ی بازی‌های جام جهانی کمرش درد گرفت. کمر علی دائی نازنین ما هم در حالی که هیچ‌کس در بازی مکزیک به او نزدیک نشده بود درد گرفت. شما نشان دادید که وقتی کار خراب می‌شود، کمر همه، از سطح تیم ملی تا سطح مملکتی درد می‌گیرد.

بچه‌ها! کاپیتان دائی را بی‌هوده نکوبید. او افتخارات زیادی برای کشور ما کسب کرده است. کاری نکنید که بیگانگان فکر کنند، نخبه‌کــُشید و قدر و منزلت بزرگانی را که روزگاری بر سرتان می‌گذاشتید و حلوا حلوا می‌کردید نمی‌دانید. این کار خیلی بد است؛ خیلی بد است که در سطح تهران برای علی دائی خرما پخش کنیم؛ خیلی بد است که در خرمشهر برای بازنشستگی‌اش دعا کنیم. اگر علی دائی پا در یک کفش می‌کــُنــَد و می‌ماند، به خاطر الگوهای بدی‌ست که دارد. مثلا می‌بیند که آقای جنتی سال‌ها می‌ماند و نمی‌رود و فکر می‌کند که ماندن‌ش خدمت به ملت است؛ می‌بیند که آقای خزعلی سال‌ها می‌ماند و نمی‌رود و فکر می‌کند که اگر برود مملکت و اسلام هم با او می‌رود. الگوهای ما بد هستند والا علی دائی که گناهی ندارد. این قدر نمی‌رویم که مردم با فحش و فضاحت ما را بیرون کنند. علی دائی که ماشاءالله جوان است و خوش‌بختانه هنوز این امیدواری هست که کمرش خوب شود و با نظر "سر ِ مربی" در مقابل پرتغال ظاهر شود و ما مطمئن شویم که در کنار جنتی و خزعلی، دائی هم به فکر ما ملت است و با حضورش نمی‌گذارد تیم ملی نصیب دشمنان شود.

بچه‌ها! مسئولان تیم شما هم مثل مسئولان کشور ما حرف زیاد می‌زنند. وقتی بــِبَرید، عامل بُرد را دعای هفتاد میلیون مردم و عنایت ویژه خداوند به ایرانیان و فساد اخلاقی و عرق‌خوری طرف مقابل و مدیریت بی‌نظیر خودشان می‌نامند. وقتی ببازید، هر کدام به گوشه‌ای می‌خزند و مسئولیت را به گردن بغل‌دستی‌شان می‌اندازند. بعد از یک مدت هم همه چیز را فراموش می‌کنند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. روز از نو، روزی از نو. مسئولان شما هم مثل مسئولان مملکت چشم دیدن هم‌دیگر را ندارند. رئیس فدراسیون می‌خواهد سر به تن رئیس تربیت‌بدنی نباشد همان‌طور که رئیس‌جمهور می‌خواهد سر به تن رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نباشد. یکی را در جای‌گاه وی.آی.پی راه نمی‌دهند و دیگری را از حرم حضرت معصومه «س» می‌رانند.

بچه‌ها! ما همه کارشناس فوتبال هستیم. همان‌طور که در تمام امور سیاسی خبره و صاحب‌نظر هستیم، موقعی که جام جهانی می‌شود، در امر فوتبال هم خبره و صاحب‌نظر می‌شویم. من هم که طنز سیاسی می‌نویسم در این ایام، استراتژیست فوتبال می‌شوم. بچه‌ها! از ما کارشناسان و منتقدان بترسید! همان‌طور که شما را بالا می‌بریم و بر دوش حمل می‌کنیم، همان‌طور هم وسط زمین‌وهوا ول‌تان می‌کنیم و با سر به زمین‌تان می‌کوبیم. از این خصلت ما ناراحت نشوید. خود شما هم با رهبران‌تان چنین کرده‌اید و می‌کنید. ما هم با رهبران‌مان چنین کرده‌ایم و می‌کنیم. گول لبخندهای امروز هواداران‌تان را نخورید. دفعه بعد هم که رئیس جمهور ِ توانا را دیدید، عوض یکی دو چشمه‌ای که برای‌تان آمد و با پرسیدن قطر توپ فوتبال کیش و مات تان کرد، این چند نکته را گوش‌زد کنید!

بچه‌ها! رده‌ی ما در جدول فیفا مشخص است. جای ما همان جاست و این عجیب است که می‌خواهیم با معجزه، یک دفعه ده تا پله را بالا بپریم. بالاخره ملتی هستیم که از بس با کار سیستماتیک به جایی نرسیده‌ایم دست به دامن معجزه و خواهان پرش از قوانین طبیعت و اجتماع می‌شویم. همین رده را در میان کشورهای جهان هم داریم منتها اصرار داریم که بگوییم به‌ترینیم و برترینیم و خوش‌اخلاق‌ترینیم و دانشمندترینیم و ترین در ترینیم. نمی‌دانم با این همه "ترین" چرا در کتاب "ترین‌ها"ی گینس کم‌تر اسمی از ما هست ولی بالاخره مسئولان ما که دروغ نمی‌گویند. کاری که شما در استرالیا کردید جهشی معجزه‌آسا بود که اگر تعداد آن بیش‌تر می‌شد، کلا ً بدبخت می‌شدیم. مثلا ما در انرژی اتمی جهش کردیم و کیک زرد ِ سه و نیم درصد استحصال کردیم غافل از این‌که غربی‌ها آش پر ملاطی قرار است برای ما استحصال کنند که مقدار روغن‌اش صد در صد است. این هم جهشی بود در عالم سیاست که حالا فکر می‌کنیم وارد باشگاه اتمی شده‌ایم و در جدول فیفای سیاست، ده پله یکی کرده‌ایم چون "می‌خواهیم و می‌توانیم". اما از آن طرف، می بینیم که کارکنان یو.سی.اف اصفهان –همان‌ها که در عکس‌ها می‌بینیم جلوی دهان‌شان را با پارچه نبسته‌اند- یکی یکی روانه بیمارستان می‌شوند و کسی هم نمی‌داند که چه‌شان شده است. ما جهش می‌کنیم و بدبخت می‌شویم، اما غربی‌ها خوش‌بخت می‌شوند؛ ما جهش می‌کنیم و غربی‌ها بر ثروت مادی و معنوی‌شان افزوده می‌شود؛ ما جهش می‌کنیم و استفاده‌اش را بایرمونیخ و هامبورگ می‌برند. ما جهش می‌کنیم و دول غرب جیب‌شان از درآمدها و ثروت‌های انسانی ما پر می‌شود.

بچه‌ها! ما پرچم‌ها و شیپورهای‌مان را آماده کرده بودیم که بعد از بُرد شما به خیابان‌ها بریزیم و شادی‌های سرکوب شده‌مان را جلوی ماموران نیروی انتظامی تخلیه کنیم. این تنها موقعیتی‌ست که می‌توانیم به نیروهای سرکوب‌گر نشان بدهیم که هستیم و این‌طوری هم هستیم. خسته شدیم از بس خبر غم‌انگیز شنیدیم؛ شنیدیم که به خاطر یک کاریکاتور –که هیچ چیز اهانت‌آمیزی در آن نبود- جماعتی به خیابان ریخته‌اند و کاریکاتوریست بی‌گناه را برای زهرچشم گرفتن از اهل قلم به زندان انداخته‌اند؛ شنیدیم که اهل فلسفه‌ای را به جرم دگراندیشی و به نام جاسوسی هفته‌ها در سلول انفرادی نگه داشته‌اند؛ شنیدیم که به اجتماع زنان مثل قوم مغول یورش برده‌اند و با مشت و لگد و باتون آن‌ها را کتک زده‌اند. ما هم می‌خواهیم اخبار خوب بشنویم و خوشحال شویم؛ بشنویم اهل قلم به زندان نمی افتند؛ بشنویم انسان‌ها شکنجه نمی‌شوند؛ بشنویم اندوه و غم بر شادی پیروز نمی‌گردند. می‌خواهیم اخبار خوب بشنویم و خوشحال شویم؛ بشنویم تیم ما پیروز میدان است؛ پیروز میدان است حتی اگر بازنده باشد؛ پیروز میدان است حتی اگر رهبران‌اش درجهت شکست گام بر دارند؛ پیروز میدان است مثل اهل قلم ما، مثل اهل اندیشه‌ی ما، مثل تمام کسانی که به فکر ایران و ایرانی هستند حتی اگر امروز در زندان باشند، حتی اگر امروز تحت فشار باشند، حتی اگر رهبران‌شان برای پیروزی‌شان برنامه‌ی مدون و منظمی نداشته باشند و به جای برداشتن موانع، خود مانند مانع بر سر راه‌شان قرار بگیرند. می‌خواهیم اخبار خوب بشنویم و صورت‌مان را رنگی کنیم و پرچم و شیپورمان را برداریم و به خیابان‌ها بریزیم و پای‌کوبی کنیم. می‌خواهیم معجزه ببینیم! این خواست ملت ماست. آن را بر آورده کنید. بچه‌ها متشکریم!
 

 


 
پنجشنبه 25 خرداد ماه سال 1385

بعضی از این موجودات الهی!! ... زندگی این دنیا رو به کام خودشون تلخ می کنن تا اون دنیا خدا عوضش رو به اونا بده و مثلا هر شب توی بهشت ترتیب چندتا حوری رو بدن و ازین حرفا ... اگه این موجودات ، زندگی رو فقط به کام خودشون تلخ میکردن شاید خدا یه چیزی در عوض به اونا میداد ... ولی افسوس این بیچاره ها نه در دنیا چیزی گیرشون میاد نه توی اون دنیا به سبب دخالت در امور شخصی مردم خدا چیزی بهشون میده ( خسرالدنیاوالاخره) ولی خوب بعضی ازینایی که زندگی رو به کام ما تلخ کردن ... انصافا توی این دنیا که بهشت رو دارن هر چند باز هم اون دنیا رو ندارن ولی این گروه بیشتر از گروه اولی فایده کرد... مثلا یه نفر کله گنده میاد میشه رییس یا رهبر یا ..هر خری .... خوب این آقا توی این دنیا که بهش خوش میگذره ولی اون دنیا رو بی خیاله .. ولی یه آدم ساده لوح ..ُسخل (پسیچی) که زندگی رو به سبب عقاید پستش هم به خود و هم به دیگران حروم کرده این دیگه بدبخت به معنای واقعیه ... آخه بیچاره از اینکه برای زندگی مردم تکلیف تعیین کنی و خودت هم از زندگیت لذت نبری ... فکر کردی خدا خیلی از کار تو خوشش میاد؟! ... خدا همه رو آزاد داده .. قناری رو هم آزاد داده .. اگه یه نفر حتی یه قناری رو انداخت توی قفس باید اون دنیا جواب پس بده ... تو چجوریه که ۶۰۰۰۰۰۰۰ انسان رو انداختی توی قفس و فک میکنی خدا ازینکارت خوشش میاد ... هر چند خیلی از همین شصت میلیون نفر هم خسرالدنیاوالاخره هستن ...

من که خودم آدم مذهبی نیستم و بعضی وقتا در قران شک میکنم( من خدا رو فقط قبول دارمو میگم ممکنه بعضی دینها که به اسم دین خدا اومده از طرف اون نباشه) حدودا ۵۰ پنجاه موندم توی شک که این قران واقعا از طرف خداس یا نه؟! ولی اگه ۵۰ درصد قران رو قبول داشته باشم .. خدا توی یه آیه گفته که مردم ۴ گروهند

۱- گروهی که این دنیا رو دارن و اون دنیا رو ندارن

۲- گروهی که این دنیا رو دارن . اون دنیا رو هم دارن

۳- گروهی که این دنیا رو ندارن ولی اون دنیا رو دارن

۴- گروهی که این دنیا رو ندارن . اون دنیا رو هم ندارن

گروه اول همونایی هستن که خودشون دارن خوش میگذرونن و ما رو به بهانه جلوگیری از گناه انداختن توی قفس

گروه دوم کسایی هستن که توی این دنیا به سبب خدمتی که به بشر انجام میدن .. هم این دنیا رو دارن هم اون دنیا رو(امروز چه کسانی دارن به بشر خدمت میکنن و اختراعاتشون اینطور زندگی ما رو تحول کرده؟)

گروه سوم مثل ما که توی این دنیا .. یه عده ما رو به بهانه جلوگیری از گناه انداختن توی قفس و زندگی رو به ما تلخ کردن ولی خدا عوضش رو توی اون دنیا به ما میده

گروه چهارم که بدبخت ترین افراد هستند .. همونایی هستند که گفتم ...

خدا هیچ وقت یک نفر رو تو این دنیا نمیندازه توی زندان و توی اون دنیا هم ... بلکه کسانی که خودشون و دیگران رو با هم انداختن توی زندان خسرالدنیا والاخره کرده

هیچوقت یه آدمی که مظلوم بوده رو به خاطر نمازنخوندن نمیندازه توی جهنم .. به خاطر روزه نگرفتن.. یه مظلوم ستمدیده نمیره جهنم ... اگه حتی یه بار هم نماز نخونی ولی کسانی حق تو رو خورده باشند مطمئن باش که جات بهشته ... حالا اون خسرالدنیا والاخره بره اینقدر نماز بخونه که ..ونش پاره بشه ... ولی چه فایده؟

برای من خیلی جالبه که یه عده جهنمی که هیچ خدمتی به بشر نکردن اومده بودن داشتن میگفتن که آیا ادیسون جاش بهشته یا جهنم؟! بیچاره تو برو فکر خودت باش که توی جهنم میخوان یه جاییت رو پاره کنن ... تو به جهنمِ ادیسون چیکار داری ؟ .. داری از لامپی که اون اختراع کرده استفاده میکنی و میگی که ادیسون چون نماز نمی خونده جاش جهنمه حالا هرچی هم میخواد اختراع کرده باشه ... ما مسلمونا آدمای قدرناشناسی هستیم ... هرچی داریم و نداریم از غربه ... اونوقت به جای تشکر میگیم مرگ بر غرب ... من نمیگم تشکر کنیم ولی لااقل اینقدر بدوبیرا نگیم ... ما اگه به چیزی هم برسیم منشاش غرب بوده نه خودمون ... برای آمریکا کاری نداره که اینترنت ایران رو قطع کنه .. شبکه مخابراتی ایران رو قطع کنه ... تلویزیونهای ج اسلامی رو توی ماهواره قطع کنه ... ولی اینکار و نمیکنه ... ما که میگیم این کشورای غربی ما رو عقب مونده نگه داشتن داریم سر خودمون رو کلاه میذاریم ... مگه اونا مغز شما رو سوراخ کردن که شما عقب افتادید؟ ... بدبختی ما اینه که زمانی که غرب داشت فک میکرد که چجوری بره کره ماه ... ما داشتیم به این فک میکردیم که با پای راس بریم دسشویی بهتره یا با پای چپ!!! ... تکنولوژی میاد ۱۵ سال طول میکشه تا معلوم بشه این وسیله حلاله یا حروم!!! آخرش هم حرومه ... ما خودمون خود رو بدبخت کردیم و میگیم کار غربه ... هواپیما سقوط میکنه کار آمریکاست ... بمب منفجر میشه کار آمریکاس ... اگه بمب هم کار آمریکا باشه .. چرا شما اینقدر بی عرضه اید که نتونستین امنیت ایجاد کنین؟ ... الغرض که اکثر ما مسلمونا مصداق واقعی خسرالدنیاوالاخره هستیم ..

 


 
چهارشنبه 24 خرداد ماه سال 1385
سیستم ایمنی
خدا برای هر آفتی یک ضدآفت قرار داده .. مثلا وقتی شته در یک مزرعه زیاد شد کفشدوزک میاد تا شته ها رو  میل کنه ... یا میکروبی که وارد بدن شد ... سیستم ایمنی بدن اونو دفع می کنه ... برای دنیا هم یک سیستم ایمنی و ضدآفت قوی قرار داده (مکافات عمل) تا وقتی که اون آفت بخواد زیادی پاش رو از گلیمش دراز کنه .. ریشش رو برداره ... مثلا وقتی یه نفر کاری انجام داد که به یه نفر دیگه خسارت رسید این سیستم اون آدم رو به عنوان آفت شناسایی میکنه و پدرش رو میذاره کف دستش .. یا مثلا وقتی که یه کشوری توی سیستم بین الملل اخلال بوجود آورد سیستم ایمنی دنیا فعال میشه تا اون آفت رو غیرفعال کنه و یا نابود کنه .. خدا برای این مورد یک کشور قوی رو بوجود آورده تا هر کشوری که به مردمش ظلم می کنه اون رو وارد عمل کنه تا دنیا نابود نشه ... طالبان داشتن دیگه مثل یه آفت دنیا رو تهدید میکردن که سیستم ایمنی دنیا وارد عمل شد .. صدام داشت بمب اتم و میکروبی و شیمیایی درست میکرد که این سیستم وارد عمل شد ( اسرائیل زمانی که فهمید صدام بمب اتم درست میکنه تمام پایگاههای اتمیش رو نابود کرد و از بروز یک جنگ اتمی در منطقه جلوگیری کرد که چه بسا صدام اون بمب رو بر علیه ایران استفاده میکرد .. پس ما در این مورد از اسرائیل باید ممنون باشیم) حالا هم یه کشوری میخواد بعد از اینکه مردمش رو سرکوب کرده با دنیا گلاویز مستقیم بشه که احتمالا با واکنش سیستم ایمنی دنیا روبرو خواهد شد

 
سه شنبه 23 خرداد ماه سال 1385
وقتی که شب قبل از مسابقه ایران مکزیک .. به دستور نماینده ولی فقیه .. آقایون تا نیمه شب سینه می زنند باید هم تیم شکست بخوره ... راستی من از این زنای پلیس تعجب میکنم که یک سری زن آزاده رو به خاطر اعتراض به قوانین تبعیض آمیز  مورد ضرب و شتم قرار میدن .. این زنای پلیس نمونه واقعی زنان خودستیز هستند که دوست ندارن به اونا مث آدم نگاه بشه .. اونا دوست دارن بر طبق قوانین ضدزن ج اسلامی رفتار کنند .. اونا زنهایی هستند که به دستور فرماندهانی که مرد هستند بر علیه همجنسان خود دست به باتوم میبرند .. بیچاره ها شاید از شدت فقر رفتند اداره پلیس ... جایی کار گیرشون نیومده .. رفتن پلیس شدند ... مجبورن دیگه که به دستورات مافوق عمل کنند ... تقصیری ندارند ... اگه فرماندهشون بگه که من امروز .......شدم و هوس یه .... زده به سرم  و دوست دارم یکی از شما زنای خوشگل پلیس رو ...... بیچاره ها مجبورن که اطاعت کنن ... تقصیری ندارند ... پدر فقر بسوزه که آدم رو مجبور میکنه بره استخدام نظام بشه

 
دوشنبه 22 خرداد ماه سال 1385

پایان نهضت اقای خمینی

یکی از اصول نهضت خمینی عدم گفتگو و رابطه بین ایران و امریکا بود .. که امروزه بطور واضح می بینیم که آقایون حرف از مذاکره بین ایران و آمریکا میزنند .. پس نهضت آقای خمینی تمام شده است .. چه مذاکره صورت بگیرد چه نگیرد ... به هر حال این روزا ج اسلامی بدجوری به در و دیوار میزند تا شاید از تحریم و حمله ی احتمالی آمریکا جلوگیری کند .. یک داستان بود از قهرمانی که همیشه در شهر خود ادعای زور و قلدری می کرد و به شهرهای دیگر که می رفت و شکست می خورد باز هم در شهر خودش از پیروزی خود سخن می گفت .. و یا با دادن رشوه به حریفش خود را پیروز می کرد ... حالا قصه ی ایران ما هم شده همین ... بیچاره دریای خزر .. دودستی تقدیم شد به روسیه تا از ما دفاع کنه ... بیچاره منابع نفت و گاز ایران که باز هم رفت توی جیب روسیه و چین ... اینا فکر کردن که با دادن باج از جیب ملت ایران میتونن این کشورای سودجو رو تا ابد همراه خودشون کنند غافل از اینکه اونا مثل ما ایدئولوژیک کار نمی کنند .. در سیاست اونا آرمانخواهی جایی نداره بلکه واقعیتهاست که اونا رو جلو میبره .. اونا در دراز مدت به نفع آمریکا کنار خواهند رفت ( وقتی ببینند که دیگر نمی توانند از ایران باج بگیرند و منافعشون با امریکا به خطر افتاده) به هر حال این بچه بازیای ج اسلامی از اول به ضرر منافع ملی بوده و تا زمانی هم که روی کار باشند به منافع مردم ایران ضربه خواهند زد .. دلم به حال اونایی میسوزه که تحت تاثیر بنگاه دروغ پراکنی ج اسلامی قرار گرفتن و حاضرن حتی جونشون رو به خاطر مساله اتمی بدن ... اونا بعضیاشون که توی دنیا بهشون خوش نگذشت توی اون دنیا هم میرن به جهنم .. ولی بعضیاشون انصافا هم بهشون بد نمیگذره .. ولی به هر حال اونا هم اون دنیا رو ندارن ... ما هم دنیا رو نداشتیم و مثل مرتاضای هندی زندگی کردیم ولی میدونم که خدا یه روزی حق خورده شده ما رو از اون هندیزاده که با گذاشتن پاش به ایران ما رو بدبخت کرد می گیره .. ما دلمون نمی خواست که اینجوری زندگی کنیم .. وقتی فکر می کنم که یه روزی حقم رو می گیرم آروم میشم ... بیشتر از اینکه حقم به دست بیاد از این خوشحال میشم که ببینم اونا رو انداختن توی جهنم و دارن ...... من لذت دیدن عذاب اونا رو  با هیچ چیزی عوض نمی کنم ... شما چی؟ .. یک سوال دارم از اونایی که فکر میکنن طرفداران حمله آمریکا به ایرا خائن هستند ... چرا شما کاری کردین که اون عده چنین آرزویی بکنند؟ چرا اینقدر اونا رو بدبخت کردید که اونا آرزوی حمله امریکا رو داشته باشند ... چرا به اونا خائن و وطن فروش میگین؟ این یه حساب دو دو تا چارتاس ... وقتی کسی ببینه حقوقش داره خورده میشه به هر شیوه ای برای گرفتن حقش متوسل میشه لااقل اگه به حقوقش هم نرسید لذت دیدن مجازات اونا رو از دست نمیده ... به هر صورت .. این خود ج اسلامیه که باعث شده خیلی ها آرزوی حمله امریکا رو داشته باشند ( میخواست طوری رفتار نکنه که باعث نارضایتی بشه)

راستی اگه خواستین به این وب هم سر بزنین .. ضرر نمی کنین


 
یکشنبه 21 خرداد ماه سال 1385

 چرا کسانی که جلوی ارضا غریزه ی جنسی جوانان را می گیرند جنایتکارند؟

جوان برای براورده شدن غریزه ی جنسیش دست به جنایت می زند ..

کسی که غریزه ی جنسیش براورده نشود در یک مرحله از سن دچار عقده شده و این عقده به شکل افسردگی و اعتیاد ودر نهایت احتمالا خودکشی بروز خواهد کرد

کسانی که تازه ازدواج می کنند به این علت که قبلا آموزش جنسی ندیده اند و تجربه ای هم ندارند .. ممکن است همان شب اول بر اثر هیجان زیاد هر بلایی را به سر هم بدهند که اکثرا موجب آسیب دیدگی زن میشود و حتی بعضی مواقع مرگ زن

غریزه ی جنسی یعنی وجود .. یعنی همه چیز .. و کسانی که همه چیز را از جوانان ایرانی دریغ داشتند .. جامعه ای افسرده و پرخاشگر و از هم گسیخته درست کردند که هیچ وقت ترمیم نخواهد شد .. امروز چنان ضربه ی مهلکی بر روحیه ایرانیان خورده که بعید میدانم که این جامعه دیگر درست شود ... بدترین جامعه ی دنیا جامعه ی ایرانی است .. جامعه ای سرگردان و قفل شده که هیچ راهی را برای فرار از خود نمی یابد .. شاه می توانست این جامعه را درست کند .. اگر بعضی ها اجازه میدادند ... جنایتکارانی که این میل به حق انسان را از او گرفتند .. روزی باید پاسخگو باشند .. با اسلام نوین میشد کاری کرد که غریزه ی جنسی جوانان سرکوب نشود ... افسوس .. افسوس و صد افسوس ای جوان ایرانی که هیچکس به فکر تو  نبوده و نیست ..
********************

چرا این رژیم باید نابود شود

۱- چون هیچ امیدی به اصلاح این رژیم واپس گرا نیست

۲- بیت المال صرف امور ایدئولوژیک و نه امر واقعی میشود

۳- هیچ انتخابات آزادی برگزار نمیشود تا گروههای مخالف هم بتوانند سخنان خود را به گوش مردم برسانند و تمام انتخابات ج اسلامی مردود است هر چند تمام مردم هم شرکت کنند

۴- با نگاهی به جامعه ایران قبل و بعد انقلاب می فهمیم که روحیه مردم بعد از انقلاب بسیار افسرده و پرخاشگر شده و جامعه دچار از هم گسیختگی شده است

۵- بر اثر نادانی حاکمان .. جمعیت به یکباره دوبرابر شد بدون اینکه برنامه ریزی برای انان انجام شده باشد .. میدانید که در کشورهای پیشرفته برای هر فردی که به دنیا می آید از قبل برنامه ریزی میشود

۶- هیچکدام از زعیمان ج اسلامی سواد آکادمیک ندارند و  علم سیاست و اقتصاد و ...را  نمی توانند درک کنند

۷- مشکل اصلی این رژیم واپس گرا این امور است ۱. مشکل دیده شدن موی سر خانمها ۲. مشکل تیپ جوانان ۳. مشکل چگونگی ترویج نمازاجباری۴. مشکل کمبود قاری بین المللی و ..... که هیچ دردی از شکم گرسنه ی کودکان خیابانی دوا نمی کند

...

..

تا بعد


 
شنبه 20 خرداد ماه سال 1385

 خدایا .. واقعا سرنوشت ما چیه؟ .. یه چیزی میخوام بهت بگم و دیگه باهات اتمام حجت کنم ... خدایا اگه میدونی که این حکومت سرنگون نخواهد شد ... اگه میدونی که جنایتکاران به سزای اعمالشون نخواهند رسید در این دنیا ... خدایا خودت منو به مرگ طبیعی هر چه زودتر از این دنیا ببر .. با هر مرگی ... میخواد سرطان باشه میخواد هرچی... فقط اگه میدونی که آرزوی من براورده نخواهد شد منو هرچه زودتر از دنیا ببر که دیگه حالم داره از این مردمفریبا بد میشه ...  


 
جمعه 19 خرداد ماه سال 1385

غریزه ی جنسی یعنی همه چیز .. من معتقدم که ۹۰ درصد زندگی یعنی همین ... حتی ما به خاطر همین غریزست که عبادت می کنیم .. سرکوب غریزه ی جنسی یعنی افسردگی ... یعنی هیچ ... وقتی که اون آب در بدن تشکیل شد .. حتما باید دفع بشه وگرنه میشه فکر و ذکر انسان .. و اگر به طریقه ی اصلی دفع نشه .. میشه عقده .. تعجب میکنم که بعضی احمقها چطور نمی تونن این مساله رو بفهمند .. کسی که به سن بلوغ رسید .. احتیاج به محبت جنس مخالف داره .. یک بچه هم احتیاج به محبت مادر داره .. پس اگر براورده شدن نیاز به محبت جنس مخالف فساده ..نیاز محبت مادر به فرزند هم فساده .. هر مرحله ای از زندگی نیاز خودش رو داره که باید براورده بشه .. بعضی ها میگن عفت باید پیشه کرد .. خب این توصیه رو خودت عمل کن .. شاید کسی نخواست اون عفتی رو که تو پیشه کردی .. پیشه کنه .. اگه این نیاز براورده نشه .. فکر جوون توی همین غریزه می مونه و نمی تونه یکی از مراحل پیشرفت رو پشت سر بذاره .. من نمیگم که براورده شدن غریزه یعنی پیشرفت ولی میگم یکی از ملزومات پیشرفت .. براورده شدن این نیازه .. این یک پله است نه خود پیشرفت .. میگن وقتی دختر و پسر از هم جدا میشن .. بازده کار میره بالا ... البته این رو از بازده بالای دانشگاهها و ادارات مملکت میتونیم درک کنیم .. و نیز از بازده پایین جامعه ی غرب ... افسردگی در ایران به خاطر اختناق سکسی بیداد میکنه .. فکر و ذکر جوون ایرانی شده چگونه براورده کردن این نیاز و آقایون هم مرتب میگن ما که میگیم عفت پیشه کنید پس فساد تقصیر کسانیه که به توصیه ما عمل نمی کنن .. اولا این کار فساد نیست .. فساد اونه که میری توی یه اداره .. به خاطر یه مشکل کوچولو باید روزها مشکلات رو تحمل کنی تا مشکل رفع بشه .. فساد اونه که مالیات آیت ا... مهدوی کنی از برج سازی میشه ۲۴ میلیارد تومن ولی آقا با تقلب اینو میرسونه به ۲۴ میلیون تومن و وقتی اعتراض میشه .. طرفداران آقا میگن که ایشون چون کمکهای زیادی به حوزه علمیه کردن پس باید از مالیات معاف باشند .. فساد اونه که آیت ا.. مصباح و دار و دسته ی سپاه انحصار واردات شکر دستشونه ... .. این میل رو که خدا داده و حتی راهکارش رو هم داده .. کاباره به نظر من باید وجود داشته باشه .. تا کسانی که مایلند با کسی که اون هم تمایل داره .. یرن و خودشون رو خالی کنن ... همانطور که نماز خوندن یک نفر به کسی دیگه مربوط نیست این کار هم به کسی مربوط نمیشه .. زشت هم نیست .. این یک نیازه ... اگر میخوایم که مملکت پیشرفت کنه .. باید فکر جوونا رو آزاد کنیم ... باز هم میگم که انسان به خاطر غریزه ی جنسی زندگی میکنه ... اگر این نیاز براورده شد یکی از پله های ملاقات با خدا هم طی شده ... میدونم که اون ۲ احمقی که من میشناسمشون دارن توی وبشون برای من مسخره بازی درمیارن که یارو چقدر فکر سطحی داره ... ولی خب بگذار که اون دوتا فکر کنند که من سطحی فکر میکنم ...

اونایی که این تمایل رو از جوونای ایرانی دریغ کردن ... بزرگترین خیانتکاران هستند .. اونا خودشون رو به خاطر سرکوب کردن این نیاز جوونای ایرانی .. بهشتی میدونن .. ولی نمی دونن که چه عذابی در انتظارشونه ... همیشه از آمار  افسردگی وخودکشی و طلاق در غرب میگن. .. ولی مملکت خودشون رو فراموش کردن ... جامعه ی ایران منفعل ترین جامعه ی دنیا شده .... آمار خودکشی و افسردگی ایران به حد بحران رسیده .. آمار دختران فراری و قاچاق دختر و اعتیاد به حد انفجار رسیده و هیچ کس نمی فهمه ... طلاق چندبرابر شده ... .. بالاخره روزی این عفونت چنان سر وا کند که گندش جامعه رو نابود میکنه ... هر چند الان هم دیگه فرهنگ به کلی از جامعه ایران رخت بربسته .. آمار مطالعه ی ایرانیان به یک دقیقه در سال رسیده .. در حالی که در کشورهای غربی به چندین ساعت رسیده ... بازده کارمندان و کارگران ایرانی به طور مفید در روزیک و نیم ساعته و در غرب  حتی از ۸ ساعت هم تجاوز میکنه ... دختر و پسر دو بال پرواز جامعه هستند که اگر این دو بال بسته بشه و یا از هم جدا بشه دیگه پروازی برای جامعه وجود نداره .. انسان برای نشان دادن قابلیتهاش به جنس مخالف هم که شده ... خودش رو ارتقا میده .. تمایل به نشان دادن استعدادهای فردی به جنس مخالف باعث پیشرفت مملکت میشه .. و این یک دروغ محضه که جداسازی دو جنس باعث تکاپو و پیشرفت میشه ... حتی اگه آزادیهای فردی هم محترم شمرده بشه توسط دولت ... اگر این جامعه دارای فرهنگی باشه که اختلاط دختر و پسر رو بد میدونه باز هم جامعه پیشرفت نمی کنه ...

چشمها را باید شست

طور دیگر باید دید

راستی یه مساله ی دیگه ... اگه به نظر شما ما به جای اینکه اینهمه درسای الکی ( اخلاق اسلامی .. تاریخ اسلامی .. عربی و درسای عمومی که هر کدومش رو ده بار در هر مرحله خوندیم توی مدارس و دانشگاه ) به نظر شما بهتر نبود که به جای این درسای الکی درسایی مثل آموزش رانندگی و کامیوتر... آموزش شنا .. تعمیرات .. و غیره میخوندیم که جامعه یشرفت کنه ... به هر حال توی این ۲۷ سال جامعه ی ایران  دوران سیاهی رو طی کرد که بعد از حمله مغول دومین عامل عقب ماندگی ما بود


 
چهارشنبه 17 خرداد ماه سال 1385

 

خدایا من همون کسی هستم که روزی از دیوار راست می رفتم بالا .. ژیمناستیک رو بدون مربی یاد گرفتم ... ورزشهای رزمی رو بدون مربی تا بهترین سطح کار کردم  .. ۱۸ بارفیکس رو کمتر از یه دییقه میرفتم ...  شنا رو بدون مربی یاد گرفتم ... انعطاف بدنیم زبانزد همه بود ... ولی خدایا الان هیچ انگیزه ای برای اون کارا ندارم .. نوجوون بودم و طبق خاصیت نوجوونای کله خر پر جنب و جوش .. تنها انگیزم دیدن یه فیلم رزمی بود ... ولی خدایا من توی سن بلوغ نیازهای دیگه ای هم داشتم ... که برای من انگیزه باشه ... خدایا خلا وجودم دیگه پرشدنی نیست .. به قول یه بچه حزب اللهی من یه عقده ای یم ... آره عقده ای هستم .. منکه قبول دارم .. فکر نکن من از این حرف تو دلگیر میشم .. من واقع گرا هستم .. چون نیاز بلوغم براورده نشده عقده ای هستم ... من که معترفم ولی تو چی ؟ آیا حاضری به بعضی از عیب های خودت اعتراف کنی .. هر چند که من عقده رو عیب نمی دونم .. عقده ای گناهکار نیست .. کسی گناهکاره که باعث شده من عقده ای بشم و اون هم کسی نیست جز اون کسی که بابابزرگش پاش رو از هند گذاشت ایران و  نوَش ما رو بدبخت کرد ... حالا که اون رفته جهنم ولی عذابش ما رو گرفته ... امیدوارم که توی جهنم بسوزی ... هر چند بعضی ها فکر میکنند که تو جات بهشته ولی من که زیاد در مورد تو مطالعه کردم و میدونم چه حرفایی زدی که الان یکیش هم هیچ جا پخش نمیشه .. میدونم که جات کجاست ... مردم فکر میکنن چون قیافه این آقا رو همراه خورشید نشون میدن پس دیگه جاش بهشته ... چشم = عقل با همین نوشته ها و شعرام عقده هام رو خالی میکنم .. بهتر از اینه که برم دل یکی دیگه رو بشکنم که عقدم رو خالی کرده باشم ... میگه که برو ازدواج کن و اینقدر غر نزن و چند تا زخم زبون دیگه .. خب بابای تو هم ازدواج رو واسه غریزه ی جنسی میخواسته که الان تــــــو   و  تــــو   به دنیا اومدی و به من زخم زبون میزنی .. اگه بابات برات هدف داشت که تو اینجوری نمیشدی به من از همون اول بحث زخم زبون نمیزدی ...  .. البته بنده هم علاج اینجور آدما رو میدونم .. چندتا بمب هسته ای نثار خ ... و م ... رش کردم که دیگه پاش رو از گلیمش فراتر نذاره ... میگه که تو جواب خدا رو چی میدی وقتی که ازت پرسید چرا به طرف فحش خار و مار دادی .. من هم بهش گفتم که تو جواب خدا رو چی میدی که به من گفتی عقده ای ... من که خودم قبول دارم عقده ای هستم ولی تو به زخم زبون گفتی ... من عقدم رو با شعر نوشتن خالی می کنم ولی تو عقده هات رو چجوری خالی میکنی؟ به هر صورت از من به تو نصیحت آقای حزب اللهی ... یا به راه راست بیا و یا اگه میخوای همین جوری توی زندگی شخصی مردم دخالت کنی خوب توی این دنیا کیف کن و لذت ببر که خدا میخواد اون دنیا توی ..ونت آزمایش اتمی انجام بده ... اگه توی این دنیا نخوای لذت ببری و توی کار مردم دخالت کنی و زندگی رو همونجور که برای خودت جهنم کردی برای ما هم جهنم کنی هم توی این دنیا بدبختی هم اون دنیا ...  الغرض خیلی به خودت مطمئن نباش .. فکر نکن خدا بهشت رو برای بسیجیا ساخته .. تو حتی برای خدا هم تکلیف تعیین می کنی ... فکر میکنی اون هندیزاده به اضافه ی خودت بهشتی هستین .. عزیزم حضرت علی با اون همه ابهتش گریه می کرد که نکنه من کاری انجام داده باشم که برم جهنم ... و تو اینقدر مطمئن از اون دنیا حرف میزنی؟!! ... کسانی که زندگی رو به ما زهر کردن به ما میگن جای شماها جهنمه و خدا با گرز آتیش میخواد .... من که حقم رو میدونم و میدونم که شماها از من گرفتین ... به هر حال شما رو به خدا واگذاشتم .. شاید خدا خواست که ایندفه آمریکا باعث خیر بشه ... میدونی من که راضیم که آمریکا حمله کنه ... وقتی که شما کوچکترین آزادیهای ما رو ازمون گرفتین طبیعتا ما هم آرزوی حمله آمریکا رو داریم .. اگه شماها توی امور شخصی ما دخالت نمی کردین ما هم آرزوی حمله نمی کردیم .. در واقع شما کاری کردین که ما آرزوی نجاتمون رو از خارجی ها داشته باشیم .. مگه آدم چقدر میخواد عمر کنه که همش توی زندون باشه؟ بذار بقیش با خوشی بگذره .. بذار نسل آینده شاد باشند .. من که میدونم تا زمانی که این حکومت سرکار باشه وضع بدتر از دیروزه .. خدا نیامرزه اون کسی رو که از وقتی اومد ایران فقط پارچه سیاه بود که همه جا نصب میشد 


 
دوشنبه 15 خرداد ماه سال 1385
 .. راستی میگن ... به یه بنده خدایی میگن چطور شد معتاد شدی .. میگه : والا ما عهد بسته بودیم که روزای تعطیل فقط تریاک بکشیم ... ولی از بخت بد .. آقا همون روز به ملکوت اعلی پیوستن و ۱۵ روز تعطیل شد

 
دوشنبه 15 خرداد ماه سال 1385
امروز سالروز مرگ خمینیه ... آقایی که اومد و ما ایرانیا رو ........ تنها کاری که این آقا بعد از انقلاب انجام داد جمع آوری کاباره ها و کشیدن روسری به سر زن و بچه ی مردم بود... تنها چیزی که از بدو انقلاب وجود نداشت شادی بود ... جالبه .. یه چند وقتی بود با دوتا حزب اللهی بحث میکردم ... من به اونا گفتم که توی این مملکت خیلی ها از گشنگی می میرن در حالی که ما چقدر درامد نفتی داریم .. آمار بزهکاری به این خاطر زیاد شده که اقتصاد ما ویران شده ... غریزه ی جنسی جوونا نابود شد ( بهترین و بهترین نعمتی که خدا به موجودات داده ) گفتم مگه دوران خوش آدم چندساله ؟ از ۱۵ سالگی تا ۲۵ سالگیه .. ما که خیری از این دوران ندیدیم .. میگه به من عقده ای و تازه طعنه هم میزنه که تو عقده ای هستی .. خودشون ما رو توی قفس انداختن و بعد که پرواز برامون عقده شد .. به طعنه میگن عقده ایها .. خودشون هر گهی بلانسبت دلشون خواست میخورن به ما که رسید گناهه ... آقاجون به تو چه من دوست دارم گناه کنم .. پای خودم نوشته میشه .. اصلا مگه من خواستم با خواهر تو کاری بکنم که تو اینقدر غیرتی میشی .. مگه نمی شد با ایجاد مراکزی که این کاری رو که به نظر شما حرامه .. حلال کرد .. حتما باید بهترین دوران عمر آدم هدر بره؟ پس کی استفاده کنیم .. میدونی آمار خودارضایی جوونای ایران بالاترین میزان خودارضایی درکل دنیاست؟ ... اصلا یک سوال .. رابطه جنسی دوتا جوون به شما چه ربطی داره؟ مگه تو وقتی که نماز میخونی من میگم نماز نخون ... تو میگی این کار تو فساده  .. خب به تو چه که فساده اگه فساده .. دوست دارم اینجوری فاسد باشم .. تو که ایمانت خیلی قویه برای چی با دیدن بی حجابی یه دختر ممکنه به گناه بیفتی ... چون از نظر اینا دیدن موی نامحرم گناهه و یه نفر ممکنه به حرام بیفته.. به زور رو سر مردم روسری میکشن .. عجب ایمانی که با دیدن یه نامحرم ممکنه خراب بشه ... دیوار سست همون بهتر که بریزه ... چرا میخوای این دیوار سست رو نگه داری .. تو که بادیدن یه نامحرم به قول خودت ممکنه بند رو آب بدی اصلا همچین ایمانی به درد ننت میخوره نه به درد خدا ... ما مسلونا غیر مسلمونا رو هم وادار کردیم که مثل مسلمونا لباس بپوشند ... جالبه به حضرت عباس ... غیرمسلمونا رو با قوانین اسلام مجازات می کنیم و میگیم این اسلام از بس که دین کاملیه برای غیرمسلمونا هم قانون داره ... آقا جون .. غیر مسلمون اصلا اسلام رو قبول نداره که باز تو میگی برای اون هم قانون داریم ... همونطور که تو مسجد داری اونهم دوست داره کاباره داشته باشه ... تو به اینکار از دید اسلام میگی فساد ولی اون نمی گه فساد .. شاید اون به نماز خوندن تو بگه فساد پس اگه به قدرت رسید باید جلوی تو رو بگیره؟ شاید اون به حجاب بگه فساد پس باز هم باید جلوش رو بگیره؟ .. شماها اینقدر پستید که فکر میکنین اگه حتی کسی در مورد غریزه ی جنسی مطلب نوشت آدم پستیه ... پس اولین پست فطرت خود خداست که این غریزه رو بوجود اورد ... الان فکر جوونای ایران به خدا قسم فقط حول غریزه ی جنسی میچرخه .. برای چی ؟ چون این نعمت الهی رو ازشون گرفتن .. اصلا باید مراکزی وجود داشته باشه تا جوون به محض اینکه فکرش رفت اونطرف بره و فکرش رو خلاص کنه و با ناموس مردم هم کاری نداشته باشه .. رضاخان که خدا بیامرزتش کار جالبی کرده بود .. گفت که من میخوام کاباره بزنم... علمای به ظاهر اسلام گفتند که ما اعلام جهاد خواهیم کرد .. رضاخان یه شب اونا رو دعوت کرد و یه غذایی به اونا داد که شکمشون بد کار کنه و بعد در تمام دسشویی های کاخ رو بست ... فردا که اومد دید که علمای اسلام همه جا رو کثیف کردن .. حتی به خودشون .... بودن ... گفت برای چی اینکارا رو کردین ؟ اونا هم گفتن خوب مرتیکه تو در تمام دسشویی ها رو بسته بودی ما باید چیکار می کردیم ؟ رضاخان میگه : کاباره هم همینجوریه اگه نباشه کاباره هر جایی برای خودش میشه کاباره ... همونطور که الان همه جا شده دسشویی ... در ضمن حرف آخر .. من که از اون کسی که مملکتم رو به اسم اسلام ویران کرد راضی نخواهم شد .. از اون کسی که بهترین دوران عمرم رو به اسم اسلام گرفت راضی نخواهم شد تا بره جهنم دلم خنک بشه .. شما میدونستین که متوسط قد ایرانیا از ۲۷ سال پیش تا الان ۱۰ سانتیمتر اومده پایین و متوسط وزنی هم ۱۵ کیلو اومده پایین .. آیا میدونین که اگه آقای خمینی نمی گفت ما میخواهیم انقلاب صادر کنیم و اگه به دنیا بد و بیرا نمی گفت جنگی هم اتفاق نمی افتاد .. اگه هم اتفاق می افتاد دنیا از ما حمایت میکرد .. تو اگه به کسی بد و بیرا بگی آیا توی جنگ از تو حمایت می کنه؟ اصلا خود انقلاب باعث شد که پایه های مملکت ویران بشه و همه چی نابود بشه و ایران ضعیف بشه و این بهترین فرصت برای کشور خارجیه که به ایران حمله کنه .. اگه انقلاب نمی شد ما شاهد اون جنگ ویرانگر نبودیم ... با اون همه هزینه ای که صرف جنگ طلبی آقایون شد میشد دهها هزاران بیمارستان مجهز و دهها هزاران مکان تفریحی و میلیونها فرصت شغلی جدید ایجاد کرد .. شما میدونین که چرا جمعیت ایران دوبرابر شد .. بله .. آقای خمینی به سرباز احتیاج داشت چونکه آقایون این جنگ رو برای ۴۰ سال میخواستند تا دنیا رو فتح کنند و حکومت جهانی الله تشکیل بدند .. باور نمی کنین ؟ خود محسن رضایی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی در سال ۷۸ یا ۷۷ گفته بود .. برید بپرسید ... اونا برای ما برنامه ریزی نکرده بودن اونا سرباز میخواستن ... ما بی هدف به دنیا آمدیم .. عزیزان متولد سالهای ۵۹ تا ۶۲ شماها از همه سوخته تر محسوب میشین ... میگن ما جنگ طلب نیستیم در حالی که شعارهاشون این رو نشون نمیده .. در حالی که چپ و راست اسراییل رو تهدید می کنن .. بابا فلسطینیا خودشون زمیناشون رو فروختن به اسراییل ... حالا که پولا رو حیف و میل کردن میگن زمینامون رو بدین!!!! ... اصلا این بیت المقدس مال یهوده .. مگه حضرت محمد اول به سمت بیتا لمقدس نماز نمی خوند؟ یهودیا گفتن که محمد به سمت ما داره نماز میخونه و شماتتش میکردن که شماها یه شعبه از ما هستین ... و حضرت محمد توی نماز ذوقبلتین از مسجد یهودیا ( بیت المقدس ) به سمت کعبه تغییر قبله دادن ... پس اینقدر نگید که بیت المقدس مال مسلموناس ... خب بحث دیگه طولانی شد .. سرتون درد نیاد خداحافظ

 
شنبه 13 خرداد ماه سال 1385

 

زمانی که فرزندم مهدی ظهور کند چنان دین تغییر کرده باشد که مردم به هم بگویند که دین جدیدی آمده است

در آن زمان همان کسانی که دم از دینداری میزنند بر علیه فرزندم مهدی شورش خواهند کرد

مساجد آنها از کاخها مجلل تر خواهد بود

کشته های خود را به ناحق شهید خواهند نامید

فقها و علمای دین آن زمان فاسدترین انسانها خواهند بود

به نام دین به مردم ظلم بسیار خواهد شد

اموال مردم به جای آبادانی صرف جنگ و خونریزی خواهد شد

بعضی از مردم مظلوم خودشان از ظالم حمایت خواهند کرد

برادر به برادر و پدر به فرزند خیانت خواهند کرد

عالمان خانه نشین خواهند شد و افراد کوچک به مراتب بلند خواهند رسید
.....

...

..

.

از کتاب به سوی ظهور او تالیف شیرازی چاپ اول ۱۳۱۸ چاپ دوم۱۳۷۴ چاپ سوم ممنوع الانتشار


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 38295


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها