راستش دیگه مغزم نمی کنه ( کار ) ... نمی دونم بنویسم ( از چی؟ ) اینقدر زیاده ( درد ) که برای نوشتنش باید نوح داشته باشی ( عمر ) ... یک عمر شدی (سرکوب) و نباید بزنی (حرف) .. اگه هم خواستی زیر شکنجه حرف بزنی نداری (حق) که بدی(فحش) .. اگه هم فحش دادی، میگن که شماها فقط بلدین فحش بدین و بلد نیستین حرف بزنین ( درست) .. آخه مگه کسی که همه چی شده(به کامش) فحش میده؟ ... هر چند که ما داریم فحش میشنویم (۲۷ ساله) و دیگه نداریم که روی جگر بذاریم(دندون) .. به هر حال این رسمش نبود(خداجون) توی این ۲۷ سال مردم رو به میل خودشون کردن(بدبخت) و یه عده هم از خرسواری ( خوشحال) ... البته اینا دیگه شون به سر اومده ( تاریخ انقضاء).. خر هم یه عمری داره ... خرسواری هم .. بالاخره یه روز هم نوبت خرسواری خود آقاخره میرسه همونطور که یک خر رفت و خری دیگر شد (جایگزین) ولی خدایا چرا توی این سرزمین هر خری که بارش از همه کجتره به سرمنزل میرسه (مقصود)
خداونـــدا چــرا خـــــر آفریــدی؟ مگر از آدمی خیری ندیدی؟
رساندی کار این محشر به جایی که خر بر خر کند فرمانروایی!!
هرآن خر کو مقامش برترستی همی پالانش از کج کجترستی!
به هر حال یه روزی باید هرکی که دست از خریت بر نمیداره از خود خریت کنه( سقوط) تا دیگه از اوج بالاتر نره که شاید معراجی خرگونه او را به مرحله ای برسونه که بجز از خریت محض چیزی نبینه
خریــت مرتفـــع کــوهی خطرنـــاک ندارد خر ز بالارفتنش باک
چو بر اوجش رسد هرکس که خر شد بیافتد با کمر جانش بدر شد
... از اوج خریت گفتیم و معراج خرها ... واقعا معراج خر در کجاست؟ آیا خر بودن به همان چهارپا بودن و گوش دراز و دم بستگی داره یا چیزهایی دیگه هم علاوه بر اینا لازمه و حتی بدون این امکانات هم میشه به خریت رسید؟!!
تن هر خری شریف است به جان آن خریت
نه همین دو لنگ و گوش است نشانه ی خریت
رسد هر خری به جایی که به جز خری نبیند
بنگر که تا چه حد است سرانه ی خریت
طیران میگ دیدی تو به پایبند عر عر
بدرای تا ببنی طیران خرتریت
راستی یه جایی گفتم اگه میخوای در سرزمین خرها به مقامی برسی باید از همه خرتر باشی و گرنه نمی تونی رهبر اون سرزمین بشی ... حالا اون کسی که از همه خرتره باید خریت خودش رو در بعضی جاها با عرعرهای نابجا و ممتد به همه نشون بده و تازه علاوه بر اینا باید به تایید بزها هم رسیده باشه .. میدونین که در گله فقط خر نیست که وجود داره .. در واقع اون از همه ی گله بزرگتره ولی خب بزها هم باید اون خر رو تایید کنن وگرنه باید از گله بره بیرون .. حالا شما حساب کنید گله ای که خر راهبر اون باشه .. چه خوشبختند این گوسفندا !!
این قافله را بنگر و با عقل نظر کن دیدی که تباهست، تو احساس خطر کن
سالار که خرتر ز خر قافله دارست خود فکر غم آن دل بیچاره ی خر کن.
بعضی وقتا جالب میشه .. وقتی که همون خر بی دم و گوش میاد و به بعضی ها هم نصیحت میکنه که به کدوم راه برن و کدوم راه خطرناکه .. واقعا باید به صحبتهای این خر گوش داد ... بعضی وقتا جکهای جدیدی میگه
جاهلی منرا نصیحت بر تفکر میکند
صحبتِ ؛ کم گوی چون در؛ میکنند
خود ندارد مستقل فکری به سر
چون خری کو سر به آخور میکند
فکر او هم فکر دیگر مردمست
فرق او با خر فقط در یک دمست
می نماید ره به من چون عاقلان
ای عجب!!! این خر خودش را هم گمست
راستی میدونین این خرا بعضی وقتا عاشق هم میشن و میشه مثل بعضی از این فیلمای تلویزیونی که توش یه آدم خوبه میشه عاشق یه آدم خوبه ی دیگه و هر دوتاشون میرن معبد خرها و اونجا عقد میکنن و یه خری که بالای سرش یه تایر گذاشتن ... اونا رو بهم گره میده .. آخه توی اون مملکت ... اشکالی نداره که خرها عاشقه هم بشن و به هم نگاه نامحرمانه بکنن .. فقط دیگرانه که حق ندارن عاشق بشن و به هم نگاه کنن .. ولی تو میتونی مثل خود اونا به کسوت خرا دربیای و عاشق هم بشی
عرعری کردیم و عشق هم آغز شد(ا)
خلاصه الغرض من حیثالمجموع و علیرغم تمام این مقولات .. از منه خر به شما ادما نصیحت:
اگه میخواین که توی سرزمین خرها زندگی کنین و خری به شما کار نگیره و تازش بتونین بدون اینکه کسی به شما گیر بده از غریزه جنسیتون هم استفاده کنین .. فقط خر بشین «خـــــــر » .. کارت خریت هم توی مراکز مقاومت خریج به شما داده میشه
هر چند من که هر چی تمرین کردم نتونستم عرعر کنم .. آخه خرشدن هم مهارت میخواد ... هر کسی که نمی تونه این صدا رو از خودش دربیاره .. باید دلت واقعا بخواد که خر بشی .. اخه این کار دله.. مگه خر دل نداره؟ به نظر من که فقط خره که دل داره ... راستی منکه نمی تونم خر بشم ... بعضی وقتا زیر لبم به خدا یه چیزایی میگم
گاه با خود گفته ام من زیر لب
ای خدا هستم ز کارت بس عجب
از چه رو بعضی ز مردم زاده ای؟
این خران را نقش آدم داده ای
این الاغان را تو دادی برزمین
لیک سودی برنخیزد از چنین
کار خِلقت بر چنین خَلقت به باد
برده ای شاید طبیعت را ز یاد
هر خری باید دو گوشش را دراز
یک دمی از مقعدش تا سم بساز
این چه خرشد این خر بی یال و گوش؟!
این چه رسمی شد طبیعت را وحوش؟
من ندانم این؛ ولی ایزد تویی
آنکه نقش هر خری ریزد تویی
در ضمن ارزش خر از همه انسانها بیشتره چرا؟
گاوان و خران باربردار به زادمیان مردمآزار
به هر حال .. خر موجود عجیب و غریبی است ... آنهم خری از نوع بدون دم و گوش بلند و سم
خر باشید و پیروز .. ************************
شعر ابتدایی که به رنگ سبز هست .. از من نیست |